تمایل به طلاق و برانگیختگی هفت‌ساله زناشویی

تمایل به طلاق و برانگیختگی هفت‌ساله زناشویی

تمایل به طلاق

سندرم،نظریه، عقیده و اصطلاحی در روانشناسی رابطه است که می‌گوید پس از حدود کم و بیش هفت سال اشتیاق جنسی و احساس رضایت رابطه زناشویی به تدریج کاسته و تمایل به طلاق افزایش میابد .

تمایل به طلاق ادعایی از نظریه ی برانگیختگی هفت ساله زناشویی

این نظریه از گرایش به پیمانشکنی و خیانت زناشویی در حدود سال هفتم ازدواج سخن می‌گوید. تمایل به طلاق از دیگر ادعاهای این نظریه است.

این موضوع روانشناسی همچنین تمایل فرد متأهل به ارزیابی مجدد در ارتباط زناشویش را بازگو می‌کند. البته این مدت بر اساس آمار و شواهد ممکناً و محتملاً کمتر از هفت سال هم روی می‌دهد اما با توجه به این که بر اساس برخی آمارها در آمریکا متوسط طول عمر هر ازدواج هفت سال است مدت هفت سال را برای این تئوری در نظر گرفته‌اند.

تمایل به طلاق

وسوسه و برانگیختگی هفت‌ساله زناشویی چیز بدی نیست

وسوسه و برانگیختگی هفت‌ساله زناشویی چیز بدی نیست ولی آن چیز که اهمیت دارد این است که نباید توجه زیادی به آن کرد زیرا در زندگی اولویت اصلی ازدواج و روابط با همسر است.

احساس آزردگی، عدم تمایل به حل مشکلات، ناامیدی از حل مشکلات، افسردگی، احساس پوچی و بی‌معنایی و احساس نداشتن حامی عاطفی از جمله نشانه‌های عاطفی افراد دلزده جنسی است.

در کشورهایی که ازدواج مجدد مرسوم است، برخی از مردان پس از گذشت مدتی از زندگی زناشویی، تمایل به ازدواج دوم یا سوم پیدا می‌کنند. مسئله روابط پنهانی و علل و عوامل تمایل مردان به سوی همسر دوم یکی از بحث انگیزترین موضوعات خانواده‌های امروزی به ویژه در بین زنان شده است. علت بیشتر مراجعات به مراکز مشاوره به این موضوع مربوط می‌شود.

نام این پدیده برگرفته از فیلم خارش هفت‌ساله (۱۹۵۵ میلادی) می‌باشد.

پژوهشگران دانشگاه میشیگان و دانشگاه استونی بروک طی دو نوبت، از ۱۲۳ زوج مصاحبه و پرس‌وجو کردند. مصاحبه نخست در سال هفتم ازدواج و مصاحبه دوم در سال شانزدهم ازدواج انجام گردید. یکی از نتایج این تحقیق در خصوص کسالت و ملالت در زندگی مشترک بود.

روانشناسان گزارش دادند که نه فقط ستیزه‌جویی و ناسازگاری بلکه یکنواختی و دلزدگی نیز در دراز مدت و به مرور رابطه زناشویی را شکل داده و تأثیر مستقیم بر روی آن می‌گذارد.

تمایل به طلاق

این تحقیق توسط پروفسور خانم تری اورباچ در دانشگاه میشیگان انجام شد. پژوهشگران با هدف پیش‌بینی کیفیت و چگونگی رابطه زناشویی، عامل کسالت و دلزدگی را در زوج‌های ساکن دیترویت، از نژاد سیاه و سفید و در خلال سال هفتم تا شانزدهم مورد ارزیابی قرار دادند. در این تحقیق روانشناسی، زن و شوهر در هر خانواده از یک نژاد بودند و ازدواج‌ها همگی نخستین تجربه مشترک زناشویی بود. همچنین زن‌ها همگی کمتر از ۳۵ سال سن داشتند.

 

سوالاتی که از شرکت کنندگان در راستای این تحقیق پرسیده شد :

از شرکت‌کنندگان در این تحقیق پرسیده شد که در خلال ماه گذشته چند وقت یک بار احساس کردید که زندگی‌تان دچار ملالت و دلزدگی شده است؟ یا اینکه چند وقت یک بار زندگیتان تبدیل به محیطی یکنواخت و خسته‌کننده گردیده است؟ طوری که مدام کارهای تکراری انجام دهید و به ندرت کاری هیجان‌انگیز با همسرتان، به صورت مشترک انجام دهید.

تمایل به طلاق

پرسش دیگر این بود: چقدر از زندگی مشترکتان راضی هستید و چقدر رابطه شما با هم صمیمی بوده است؟ تحقیقات پژوهشگران گزارش داد که کسالت و یکنواختی خیلی زیاد در سال هفتم پیش‌بینی کننده میزان بسیار بسیار کم رضایت و خشنودی در سال شانزدهم است. همچنین رضایت و خشنودی بسیار زیاد در سال هفتم لزوماً از یکنواختی و دلزدگی بسیار ناچیز در سال شانزدهم خبر نمی‌دهد.

ملالت و یکنواختی در زندگی زناشویی به صمیمیت و نزدیکی زوجین آسیب می‌رساند و میزان رضایت و خرسندی از زندگی مشترک را کم می‌کند. خانم تری اورباچ همچنین می‌گوید که هیجان و شور در زندگی موجب جهش شدید میزان صمیمیت می‌گردد. زوجین می‌توانند میزان کسالت و روزمرگی زندگی را با شرکت در فعالیت‌های دو نفره و هیجانی کاهش دهند. صمیمیت منجر به افزایش خرسندی، رضایت، پاسخگویی و مسئولیت زناشویی، تعهد و صداقت می‌گردد.

 

در اینجا راه هایی را برای رفع اختلافات زناشویی بخوانید . 

با بیان دیدگاه خود سایرین را از نظرات خویش مطلع سازید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *