مدیریت-مولفه های تربیت دانش آموز کارآفرین در محیط تحصیلی

نوجوانان
نوجوانان-موانع و راهکارهای دانش آموز نوجوان کارآفرین
۱۳۹۷/۰۲/۰۲
خلاقیت
خلاقیت نوجوانان-برنامه­ های ترویج کارآفرینی در مدارس
۱۳۹۷/۰۲/۰۳

مدیریت-مولفه های تربیت دانش آموز کارآفرین در محیط تحصیلی

مدیریت

همانطور که در مقاله” موانع و راهکارهای دانش آموز کارآفرین” به صورت خلاصه اشاره کردیم، هدف اصلی و کارکرد اصلی فرایند هدایت و مدیریت دانش­ آموزان به سمت کارآفرینی درآمدزایی نیست. اگر این هدف نیز به عنوان یکی از موضوعات اصلی همواره مورد توجه قرار دارد.

ترویج کارآفرینی در بین دانش­ آموزان و هدایت مدارس و خانواده در مسیر حمایت و پشتیبانی از دانش­ آموزان کارآفرین هم اهداف و هم کارکردهای حساس و متعالی عدیده­ای را دنبال می­کند که برخی معطوف به زندگی خود دانش­ آموزان و خانواده­ های آنان است و برخی به سیاست­ ها و اهداف کلان کشور مربوط می­شود.

در ادامه به برخی از مهمترین ضرورت­ها، اهداف و کارکردهای کارآفرینی اشاره می­کنیم. اما اگر بخواهیم به صورت خلاصه پاسخی به این مساله ارایه دهیم باید بگوییم که:

هدایت دانش ­آموزان به سمت کارآفرینی باعث می­شود هوش هیجانی نوجوانان تقویت شده و آنان از نظر استقلال و بلوغ فکری و روانی به نتایج مطلوبی دست یابند و بتوانند در آینده به انسان­هایی خلاق، ایده­ پرداز، مسئولیت­ پذیر و مولد و کارآمد برای خود و کشور تبدیل شوند و شکوفایی زندگی شخصی خود و زندگی اجتماعی هم میهنان خود را رقم بزنند.

تقویت خودباوری و خودشناسی دانش­ آموزان:

بنیان و بن­مایه موفقیت و پیشرفت هر فردی اعتماد به نفس و خودباوری است. فردی که دارای خودباوری نیست هرگز نمی­تواند از مسیر آزمودن تجربیات و فعالیت­های مختلف در مسیر شناسایی توانایی­ های درونی خویش و شکوفاسازی استعدادها و ظرفیت­ های شگرف خویش گام بردارد.

این خودباوری است که به دانش آموز اجازه می­دهد ابراز وجود کنند، مسئولیت بپذیرند و با دست زدن به اقدام و عمل، مهارت، آگاهی و دانش کاربردی خود را تقویت کنند.

این خودباوری است که به نوجوان اجازه می­دهد ترس­های خود مخصوصاً ترس از شکست و سرزنش شدن را کنار بزنند و به صورت عملی قابلیت­ های خود را بیازمایند و به واسطه آزمودن و تمرین سلایق و استعدادهای خود را بشناسند.

اما لازم است توجه داشته باشیم که همین ویژگی و مهارت یعنی خودباوری که از اهمیتی حیاتی و غیر قابل انکار در مسیر رشد و موفقیت دانش آموز کارآفرین دارد، مهارتی نسبی است که از مسیر تجربه­ اندوزی و تمرین تقویت می­شود و به عامل و فاکتوری اثرگذار تبدیل می­گردد.

مدیریت

برای مثال کودکی که در بین اعضای خانواده خود دارای اعتماد به نفس است، ممکن است در جمع هم­کلاسی­ های خود یا جمع دوستان خود خیلی نتواند خودباوری خود را حفظ کند. از این رو حضور مستمر و موثر او در فعالیت­های کلاسی به مرور باعث می­شود در این اجتماع کوچک نیز کم کم خودباوری خود را به دست آورد.

حال که با اهمیت خودباوری و فرایند تدریجی رشد و تقویت آن آشنا شدیم باید اذعان کنیم که هدایت دانش ­آموزان به سمت کارآفرینی باعث می­شود آینده ­سازان کشور به مرور و به صورت عملی در مشاغل و فعالیت­های مختلف توانایی­ های خود را به محک آزمون بگذارند که این امر به خودشناسی آنها کمک می­کند. در ادامه نیز با شناسایی و بکارگیری توانایی­ های خود و ارایه نتایج و کارکردهای به نسبه مطلوب، اعتبار خود را بالا برده و بدین واسطه خودباوری خود را افزایش دهند.

این امر باعث می­شود کارآفرینی با تقویت عملی مهارت خودشناسی و خودباوری دانش ­آموزان، بنیان ذهنی و روانی خوبی را برای حرکت آنها در مسیر موفقیت ایجاد کند.

 رشد استقلال فکری:

یکی از بزرگترین ایرادات نوجوانان و جوانان که باعث می­شود نتوانند آنچنان که باید و شایسته است قابلیت­های خود را به منحصه ظهور برسانند و به افراد مولد و موثر برای خانواده و جامعه خویش تبدیل شوند، آن است که تا سال­های نسبتاً زیادی بعد از بلوغ، همچنان از نظر ذهنی و روانی به خانواده خود وابسته هستند.

البته چنین نقصی در شرایطی که محیط خانواده ­ها، مدارس و جامعه بستر مناسبی را برای شناسایی توانایی­ ها و انتخاب صحیح مسیر زندگی در اختیار نوجوانان و دانش­ آموزان قرار نمی­دهد، امری بدیهی است.

در نتیجه اغلب دانش­ آموزان ایرانی حتی بعد از ورود به دانشگاه و بعد از آن نیز انتظار دارند دولت یا خانواده ­شان شرایط مناسبی را برای کار و زندگی آنان فراهم کند که این امر به کاهش تعهد و مسئولیت­ پذیری آنان نیز منجر می­شود. به طوری که حاضر نیستند عنان و افسار زندگی خویش را به صورت کامل در اختیار بگیرند و با تلاش، سخت­کوشی و اراده بر مشکلات و نواقص فائق آیند.

این در حالی است که هرکس برای موفقیت و تبدیل شدن به یک فرد توانمند، معتبر و مولد نیازمند استقلال فکری و روانی است و باید یاد بگیرد، به جای ترسیدن از مشکلات، از مسیر مواجهه موثر با آنان قابلیت­ ها و مهارت­ های خویش را ارتقا دهد.

در این بین کارآفرینی با مهیا کردن زمینه­ هایی مناسب برای دانش­ آموزان به منظور شناسایی توانایی­ های خود به آنان اجازه می­دهد مسئولیت فعالیت­ها و کارهای مختلفی را برعهده بگیرند و بدین واسطه ضمن تقویت مهارت تعهد و مسئولیت­ پذیری، با کسب لذت از تجربیات موفق در حوزه کسب و کار های مختلف، نگرش وابستگی را کنار گذاشته و به جای تکیه بر حمایت­های بیرونی، بر توانایی­های و انگیزه های آزموده شده خویش تکیه کنند.

 تقویت مدیریت داشته ­ها:

کارشناس علوم انسانی و تربیتی تعاریف متفاوتی درباره بلوغ ارایه می­دهند. در این بین روانکاوان اجتماعی یک تعریف شایسته و کارآمد از بلوغ ارایه می­کنند:

بلوغ یعنی توانایی لذت بردن از فرایند جنگیدن با مشکلات و سختی­های زندگی

در واقع انسانی که از نظر فکری به بلوغ رسیده چند نکته مهم را درک کرده است:

 ذات زندگی با انواع سختی­­ها و مشکلات همراه است و تصور دستیابی به شرایطی که در آن هیچ مشکل یا چالشی وجود ندارد یک تصور باطل است.
 انسان­های موفق کسانی نیستند که به مشکلات مواجه نمی­شوند، بلکه کسانی هستند که با قدرت و اراده به جنگ مشکلات رفته و به واسطه توانایی در مواجهه و رفع مشکلات از تلاش و سخت­ کوشی خود لذت می­برند.
انسان موفق به جای بهانه­ جویی، از داشته­ ها و امکانات فعلی (علیرغم همه کمبودها و نواقص) به بهترین شکل بهره می­گیرند تا شرایط خود و دیگران را بهبود بخشند.

بر خلاف افراد بالغ، افرادی که از بلوغ چندانی برخوردار نیستند، همیشه تصور می­کنند برای حرکت­های بزرگ و کسب موفقیت ­های شگرف، باید از شرایط ایده­ الی برخودار باشند. اینگونه افراد تا وقتی که احساس نکنند تمام شرایط حامی و مهیاست، دست به اقدام به برای بهبود شرایط خود و دیگران نمی­زنند و به جای واقع­بینی، درگیر اوهام و تخیل­های ویرانگر می­شوند.

در واقع چنین افرادی، از آنجایی که شرایط پیرامونی خود را خیلی مساعد نمی­ بینند، یا در تخیل و رویا به دنبال آرزوهای خود می­روند و یا با چشم بربستن بر واقعیت­ها و مشکلات، تلاش می­کنند شرایط را برای خود مطلوب جلوه ­دهند.

پر واضح است که در هر دو صورت چیزی جز ناامیدی و سرخوردگی در انتظار آنها نیست.

مدیریت

متاسفانه به واسطه اینکه نظام تربیتی خانواده­ ها و مدارس ما، تا جای ممکن بچه­ ها را از دنیای واقعی و ویژگی­های به ظاهر خشن آن دور نگه می­دارند، بچه­ ها نمی­توانند قوه واقع­ بینی خود را تقویت کنند و از این رو به واسطه عدم مواجهه با فعالیت­ های واقعی، مهارت مدیریت امکانات و داشته­ های خود را نیز یاد نمی­گیرند.

این در حالی است که هرکس برای موفقیت در زندگی و کسب و کار خود در آینده به صورت جدی به مهارت مدیریت امکانات و داشته­ ها نیازمند است.

در این بین هدایت نوجوانان به سمت کارآفرینی، این فرصت طلایی را در اختیار آنان قرار می­دهد که به صورت محدود و مدیریت شده، با دنیای واقعی (خارج از دنیای کودکی خود در مدرسه و خانواده) آشنا شده، با مشکلات به صورت کنترل شده دست و پنجه نرم کرده و بدین واسطه هم قدرت واقع­ بینی خود را تقویت کرده و هم یاد بگیرند که از امکانات و داشته­ های خود به خوبی برای دستیابی به اهداف خویش بهره ببرند.

 هدفمندکردن دانش­ آموزان:

از آنجایی که اغلب دانش آموزان ایرانی به واسطه عدم شناسایی توانایی­ها و علایق واقعی خود، صرفاً در مسیر تحصیل که توسط خانواده و دولت برای آنها طراحی شده حرکت می­کنند، خیلی هدفمند نیستند و به واسطه عدم شناسایی چشم­انداز زندگی، نمی­توانند از نشاط و انگیزه لازم برخوردار شوند.

این در حالی است که کارآفرینی به آنها اجازه می­دهد، با شناسایی توانایی­ های خود و محک زدن امور مختلف، بتوانند به شکل مطلوب­تری برای آینده خود تصمیم­ گیری کرده و چشم­انداز و هدفی صحیح را برای خود ایجاد کنند.

این نکته غیر قابل انکار است که وقتی انسان دارای هدفی مشخصی است و در مسیر دستیابی به آن حرکت می­کند، بزرگترین مشکلات و سختی­ ها نیز نمی­تواند انگیزه­ها و طراوت زندگی او را کم­رنگ کند.

 تقویت شبکه­ سازی­ های اجتماعی:

انسان موجودی اجتماعی است و چه به عنوان یک کارمند، چه به عنوان مدیر و چه به عنوان یک کاسب، برای موفقیت باید بتواند توانایی ارتباط­ سازی و مدیریت ارتباطات خود را تقویت کند.

ورود دانش­ آموزان به حوزه کارآفرینی و فعالیت آنها در کسب و کار های مختلف، این امکان را در اختیارشان قرار می­ دهد که به صورت عملی در ارتباط با انسان­های مختلف (نه فقط دانش­ آموزان و هم سن و سالان خود) قرار گیرند و بدین واسطه با مشکلات و فرصت­ های روابط انسانی به شکل مطلوبی آشنا شوند.

بدین واسطه آنها به صورت عملی و تجربی یاد می­گیرند که چگونه باید روابط سازنده و موثر با دیگران ایجاد کنند و از این مسیر از توان و ظرفیت جامعه انسانی برای نیل به اهداف و خواسته­ های خود بهره بگیرند.

کارآفرینی به دانش­ آموزان یاد می­دهد که روابط انسانی در عین پیچیدگی­ ها و مشکلات خاص خود، بسیار مهم و ضروری است و هرکس برای موفقیت باید مهارت مدیریت روابط خود با دیگران را به خوبی یاد گیرد.

جالب اینجاست که دانش آموزان کارآفرین، به واسطه تمرین کردن روابط انسانی، از هوش هیجانی و عاطفی بهتری نیز برخوردار شده و به خوبی می­توانند احساسات و هیجانات (مثبت و منفی) خود و دیگران را شناسایی و مدیریت کنند.

مدیریت

ظرفیت ­سازی برای شکوفایی استعدادها:

همانطور که پیش از این نیز تاکید کردیم شکوفایی اقتصادی و توسعه پایدار یک کشور در گرو تقویت تولید و صنعت است و خود این مهم نیز نیازمند برخوردار یک کشور از نیروهایی خلاق، متعهد و مولد است. نیروهایی که به جای بهانه­ جویی و وابستگی، خود آستین­هایشان را بالا می­زنند تا با مشکلات دست و پنجه نرم کنند و با مدیریت کنار زدن آنها شرایط خود و دیگران را بهبود بخشند.

اینکه عمده مردم یک کشور انتظار داشته باشند دولت­ها برای­شان کار و زندگی مطلوب آماده کنند، یک آفت بزرگ برای یک جامعه است. مگر دولت­ها بدون مشارکت و مسئولیت­ پذیری آحاد مختلف مردم می­تواند سیاست­ های کلان و ارزشمند خود را دنبال و محقق کند؟

بنابراین اگر کشور ما خواسته آینده­ای درخشان و مطلوب است، باید از هم اکنون برای تربیت نسل­های آینده و نیروی کاری خود برنامه­ ریزی کند. از این رو دولت­ها موظف هستند از همین امروز کودکان و نوجوانان را در مسیر صحیح رشد قرار داده و نگرش­ ها، مهارت­­ ها و آگاهی­ های مطلوب را در آنان ایجاد کنند.

یکی از بهترین و موثرترین روش­ها برای نیل به این مهم، هدایت نوجوان و دانش ­آموزان به سمت کارآفرینی است. این امر باعث می­شود دانش­ آموزان از سنین پایین، مهارت­های مربوط به کسب و کار را یاد گرفته و به واسطه آزمودن و اثبات توانایی­ های خود، فعل خواستن و توانستن را به خوبی صرف کرده و به جای افرادی منفعل و وابسته، به نیروهایی خلاق، مسئولیت­ پذیر و مولد تبدیل شوند.

 

برنامه­ های ترویج کارآفرینی در مدارس – دکتر عبدالله مروارید (متخصص اقتصاد رفتاری)

عبدالله مروارید
عبدالله مروارید
-دارنده مدرک دکترای تخصصی اقتصاد رفتاری -کارشناس و کارشناس ارشد روانشناسي باليني -عضو انجمن روانشناسي ايران -عضو انجمن علمي روانشناسي باليني ايران -عضو سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور -مدرس اسطوره و استعاره در رواندرماني -دريافت نشان ملي چهره هاي ماندگار در سال 1396 -دريافت تنديس چهره هاي ماندگار در سال 1396 -بيش از16 سال سابقه مشاوره و رواندرمانگري ازدواج، اضطراب،افسردگي،زوج درماني و سکس تراپي -برگزاري دو سمينار بزرگ در سال 1395در هتل پرديسان مشهد به نامهاي:1- زن،مرد،ارتباط2-يافتن زندگي نزيسته،ساختن زندگي برازنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *