نوجوانان-موانع و راهکارهای دانش آموز نوجوان کارآفرین

دانش آموزان
دانش آموزان-ارکان کارآفرینی برای دانش آموزان
۱۳۹۷/۰۲/۰۲
مدیریت
مدیریت-مولفه های تربیت دانش آموز کارآفرین در محیط تحصیلی
۱۳۹۷/۰۲/۰۲

نوجوانان-موانع و راهکارهای دانش آموز نوجوان کارآفرین

نوجوانان

 در مقالات قبلی به طور مفصل به این موضوع پرداختیم که  نوجوانان در دوران بلوغ، علاقه و اشتیاق زیادی برای اثبات خود، شناسایی و بروز توانمندی­های خویش و همچنین ساختارشکنی و پس زدن روش­های سنتی و عرفی دارند.

این امر به دلایل مختلف هم بدیهی و هم فراگیر است. از جمله اینکه نوجوانان در آستانه بلوغ، کم کم از نظر ذهنی و روانی خود را از والدین خویش مستقل کرده و به دنبال هویتی جدید و جذاب­تر برای خود می­گردند.

آنها در این دوره تمایل دارند جایگاه و اعتباری جدید و مستقل را در خانواده، مدرسه و جامعه برای خود رقم بزنند و به واسطه اینکه نیازمندی­ها و سلایق مختلفی نسبت به والدین و بزرگترها دارند، تلاش می­کنند با رد کردن نظریات فعلی و ساختارهای سنتی و از مسیر نوآوری و خلاقیت، توانایی­ های شگرف خود را به دیگران اثبات کرده و بدین واسطه جایگاه و اعتباری مقبول را برای خود رقم بزنند.

بنابراین به جرات می­توان گفت که اگر نوجوانان در شرایط مناسب و حمایت­ کننده­ای قرار گیرند، به صورتی درونی انگیزه­ها و قابلیت­های کارآفرینی بالایی دارند اما اینکه چرا این قابلیت­ها در مرحله عمل به ظهور نمی­رسد و متاسفانه خیل عظیمی از نوجوانان ما به جای کارآفرین شدن و مولد شدن تبدیل به نیروهایی مصرف­ کننده و وابسته می­شوند که چشم­شان به دست و دهان بزرگترهاست تا موقعیت و شرایط زندگی و کار آنها را بهبود بخشند، جای تامل و بررسی زیادی دارد.

قطعاً در این زمینه موانع عدیده و مشکلات متعددی وجود دارد که قابلیت­ها و انگیزه­ های کارآفرینی نوجوانان را تخریب کرده و ذهنیت آنها را به سمت و سویی غلط و زیان­بار هدایت می­کند.

نوجوانان

در ادامه به برخی از این موانع و مشکلات اشاره می­کنیم:

سیستم نادرست نظام آموزشی:

یکی از مهمترین موانع کارآفرین شدن دانش­ آموزان سیستم نادرست نظام آموزشی کشور است که اصولاً فرصت و شرایط مناسبی برای مهارت­آموزی و تجربه اندوزی را در اختیار دانش­آموزان قرار نمی­دهد و به آنها اجازه نمی­دهد از طریق آزمودن حرفه­ها و فعالیت­های مختلف زمینه­های استعدادی و سلیقه­ای خود را به درستی شناسایی کنند.

در واقع مدارس به محلی تبدیل شده­اند که تقریباً تمامی اوقات دانش­ آموزان را به کلاس­های نظری و آموزش­های تئوریک اختصاص می­دهند و از طریق آزمون­ها و ارزیابی­های ناصواب و ناکارآمد، ملاک ارزشمندی و موفقیت یک دانش­آموز را صرفاً به یادگیری این علوم و بازتاب دادن حفظیات خود در آزمون­های کتبی و شفاهی مرتبط می­کنند.

بدین ترتیب دانش آموز (و والدین او)، وقتی احساس غرور، اعتبار و موفقیت می­کنند که نتایج این آزمون­ها و نمرات کسب شده مطلوب بوده و دانش آموز توانسته باشد حجم سنگینی از اطلاعات و دانش نظری و متاسفانه غیر مفید و غیر کارآمد را در هنگام آزمون به درستی به یاد آورده و بکار گیرد.

البته در سال­های گذشته بازنگری­های زیادی بر روی محتوای آموزشی مدارس کشور در مقاطع مختلف صورت گرفته و تلاش شده آموزش­ها به سمت آموزش­های مهارتی پیش برود.

اما نه تحولات صورت گرفته آنچنان چشمگیر و مفید بوده که دانش­آموزان پس از هر سال تحصیل و رفتن به مقطع بالاتر مهارت­های کاربردی و تجربیات خاصی در حوزه کسب و کار به دست آورند و نه معلمان و مربیان مدارس آموزش­های لازم برای تدریس و انتقال این مهارت­ها را به درستی کسب کرده­اند.

جالب است بدانید که تقریباً بیش از دو دهه از مطرح شدن اهمیت آموزش مهارت­های مختلف از جمله مهارت­های زندگی و مهارت­های اجتماعی در آموزش و پرورش می­گذرد اما هنوز نه خود آموزش و پرورش و نه مدارس، پروژه یا برنامه­ای قابل قبول و فراگیر را در این زمینه طراحی نکرده و به اجرا در نیاورده­اند.

نوجوانان

شوربختانه مدارس غیر انتفاعی و مدارس خاص و برجسته کشور ما که زمان بیشتری دانش­آموزان را در اختیار دارند و هزینه­های نسبتاً سرسام­ آوری را از والدین برای تربیت و آموزش فرزندان­شان دریافت می­کنند نیز عمده زمان روزانه خود را به آموزش­های نظری و تقویت سواد حفظی و تئوریک دانش­ آموزان اختصاص می­دهند.

اینگونه مدارس صرفاً با برگزاری کلاس­های فوق برنامه درستی مثل کلاس­های آمادگی کنکور، آمادگی المپیاد و مواردی از این دست، در همان مسیر ناصواب کلی نظام آموزش و پرورش کشور حرکت می­کنند و چه بسا به واسطه سختگیری های بیشتری که نشان می­دهند، آثار مخرب بیشتری را نیز بر ذهنیت، روان و انگیزه­های نوجوانان به بار می­آورند.

در چنین شرایطی، وقتی عمده وقت و انگیزه­های نوجوان به سمت یادگیری اطلاعات و دانش نظری و حفظی سوق داده می­شود و فرصت و زمان چندانی برای آنان برای آزمودن حرف و مشاغل مختلف و یادگیری علوم و تکنولوژی­های کاربردی باقی نمی­ماند، چگونه می­توان انتظار داشت داشت دانش­آموزان ما به سمت کارآفرینی هدایت شوند؟

دانش­آموزی که شناخت چندانی از مشاغل و فعالیت­های حرفه­ای مختلف ندارد، چگونه می­تواند ساختارهای سنتی و ناکارآمد فعلی را به صورت خلاقانه تخریب و ساختارهایی جدید و کارآمد را طراحی کند؟

راهکار:

لازم است در مدارس کشور و در بین ساعات معمول کلاس­های درسی، ساعاتی برای آشنا کردن کودکان با مشاغل و فعالیت­های مختلف، چگونگی کار آنها و همچنین اهمیت­شان در زندگی امروزی اختصاص داده شود.

در گام نخست مدارس غیر انتفاعی می­توانند با دعوت از نخبگان و حرفه­ های صنایع، صنوف و کسب و کارهای مختلف به مدارس، از آنها بخواهند به صورت عملی دانش­آموزان را با مشاغل خود آشنا کنند.

بدیهی است بازدید از کارخانه­ها، شرکت­ها و برندهای مختلف نیز در این زمینه می­تواند بسیار کارگشا باشد. چه بسا در میان همین بازدیدها و فعالیت­ها، برخی از دانش­ آموزان رشته کاری مورد علاقه خود را پیدا کرده و در مسیر شناخت بیشتر و تجربه­ آموزی در آنها گام بردارند.

نوجوانان

ب) نگرش نادرست به موفقیت افراد:

عامل مهم و فراگیر دیگری که موانع مهم و بزرگی را در مسیر هدایت
دانش­ آموزان به سمت کارآفرینی ایجاد می­کند، نگرش ناصواب خانواده و جامعه به اعتبار یک نوجوان و جوان است.

این عامل که هم نتیجه عامل الف و هم به نوعی تشدید کننده آن است، به افراد یاد می­دهد که ارزش و اعتبارشان، نه در گرو یادگیری مهارت­های کاربردی، خلق کسب و کارهای مختلف، مولد بودن در عرصه صنعت و تولید و …، بلکه در طی کردن سریع مدارج تحصیلی با سرعت و کیفیت بالا و همچنین دریافت مدارک علمی و دانشگاهی از مراکز آموزشی معتبر است.

کما اینکه اگر یک برادر از خانواده­ای، یکی در دانشگاهی مثل صنعتی شریف تحصیل کند و مدرک فوق لیسانس مهندسی خود را معدل بالا کسب کند، در بین اقوام و حتی جامعه از ارزش و جایگاه بالاتری نسبت به برادر دیگر خود که مثلاً یک کارگاه تولید کلید و پریز برق تاسیس کرده و با زحمت در حال خلق محصولاتی جدید و نوآورانه است، برخودار خواهد بود.

جامعه ما و خانواده­ها ما از نوجوانان و آینده­سازان خود نمی­خواهند که با آزمودن کسب و کارهای مختلف، هنر، استعداد و سلیقه خود را شناسایی و قابلیت­های برجسته خود را شکوفا کنند.

خواسته ما از نسل­های بعدی همیشه این بوده و هست که در مقاطع مختلف بهترین نمرات را کسب کنند و مدارک علمی و آکادمیک معتبری را کسب کنند.

در کجای دنیا شما مردمی را سراغ دارید که میلیون­ها تومان پول را که به سختی حاصل کرده­اند خرج تحصیل فرزند خود و موفقیت او در آزمون کنکور کنند تا وی به یک دانشگاه خوب دولتی برود و بعد چندسالی نیز با مدرک دانشگاهی منتظر دولت­ها بماند تا برای او کار و فرصتی شغلی ایجاد کنند. در این مدت نیز همچنان از نظر مالی سربار خانواده خود باشد؟

راهکار:

رسانه­ های مختلف مخصوصاً صدا و سیما می­توانند نقش بسیار مهمی در اصلاح نگرش آحاد مختلف جامعه نسبت به موفقیت و ارزش انسان­ها داشته باشند و با ارایه برنامه­های آموزنده، اهمیت کارآفرینی و مولد بودن افراد را تبیین کرده و این ارزش را جایگزین ارزش­های اعتباری مثل مدارک دانشگاهی کنند.

 فرهنگ حمایت بیش از حد والدین از نوجوانان :

نکته دیگری که متاسفانه مانع گرایش اغلب نوجوانان به سمت کارآفرینی
می­شود، آن است که اغلب والدین ایرانی تصور می­کنند حمایت و پشتیبانی مفید و واقعی از فرزندان­شان این است که اجازه ندهند اصطلاحاً آب در دل آنها تکان بخورد.

بدین ترتیب آنها کار کردن فرزندان خود که باعث تجربه­ اندوزی و مهارت اندوزی آنان می­شود را نه تنها مفید و ارزشمند نمی­شمارند، بلکه این امر را به نوعی باعث کسر شان و اعتبار خود تلقی می­کنند. شنیدن جملاتی شبیه مورد زیر در این شرایط امری بدیهی است:

نوجوانان

چطور اجازه بدهم پسرم کار کند؟ می­خواهی مردم بگویند پدرش حاضر نشد هزینه­ هایش را تامین کند؟

این در حالی است که اصولاً هدف اصلی کار کردن نوجوانان و ورود آنها به عرصه کارآفرینی اصلاً درآمدزایی نیست. بلکه هدف آن است که کودکان از طریق آزمودن مشاغل مختلف هم سلیقه و استعدادهای خود را کشف کنند و هم با کسب تجربه و مهارت، به یک کارآفرینی مولد و مثمر ثمر برای خود و جامعه تبدیل شوند.

راهکار:

دولت­ها می­توانند از طرق مختلف از جمله از مسیر ارایه مشوق­های مالیاتی و … به صنوف و صنایع مختل، بستر اشتغال­های موقت دانش ­آموزان در مشاغل مختلف را فراهم آورده و از این طریق زمینه تجربه­ اندوزی و مهارت آموزی آنان را فراهم آورند.

برای مثال دولت­ها می­توانند در تعامل با انجمن­ها و اتحادیه­ های صنفی و صنعتی این فرصت را فراهم آونرد که موسسات، شرکت­ها، کارگاه­ ها و کارخانه­ های مختلف در ایام تابستان (به طوری که به درس و تحصیل لطمه وارد نیاید)، دانش­ آموزان را به عنوان کارآموز به استخدام خود در آورند و زمینه آشنایی آنها با صنوف، صنایع و مشاغل مختلف را ایجاد کنند.

در گذشته فرهنگی کاری در کشور ما وجود داشت که بسیار مفید و ارزنده بود. در این فرهنگ و رویه که ما آن را با رویه آموزش استاد ـ شاگردی یادآوری می­کنیم، افراد فرزندان خود را در ایام مختلف به نظر استادان هنرها و مشاغل مختلف می­فرستادند تا کسب تجربه و مهارت کرده و تخصصی را برای خود فرا گیرند.

متاسفانه امروزه این فرهنگ تقریباً به کلی از یاد رفته و باعث شده نوجوانان و جوانان به کلی از تجربیات استادکاران ماهر دور و مهجور بمانند.

دولت­ها می­توانند با طراحی برنامه­های مفید این فرهنگ را زنده کرده و از این مسیر گامی موثر در شکوفاسازی آینده کشورمان بر دارند.

 عدم ارایه آموزش­های کاربردی در  بهره­گیری از تکنولوژی­های جدید :

همانطور که می­دانید اغلب کارشناسان و نخبگان علوم انسانی و اجتماعی، اعتقاد دارند عصر تکنولوژی عصر اقشار ضعیف و محروم دنیاست. چراکه تکنولوژی­های جدید با تسهیل امور و چرخش سریع و جامع اطلاعات، این امکان درخشان را فراهم آورده­اند که افراد با هر توانایی و ظرفیت خانوادگی و اجتماعی بتوانند به بهترین اطلاعات دسترسی داشته و به سرعت و به سهل ترین روش­های ممکن قابلیت­های ممکن را به نمایش بگذارند.

برای مثال می­توان به سایت یوتیوب اشاره کرد. سایتی که به افراد مختلف اجازه داده از مسیر ساخت کلیپ از هنر یا فعالیت خود به سرعت شهرتی جهانی و به دنبال آن درآمد و اعتباری قابل قبول دست یابند.

اینترنت، فضای مجازی و به صورت کلی رسانه ­ها و تکنولوژی­های نوظهور در تمام کشورهای توسعه یافته به محمل و بستری مناسب برای برقراری ارتباط (از جمله بین صاحبان استعدادها و صاحبان سرمایه)، نمایش توانایی­های خود، کسب اطلاعات، کسب تجربه، مشورت و … تبدیل شده است.

نوجوانان

اما متاسفانه در کشور ما به دلیل اینکه دولت­ها، نظام آموزش و پرورش و البته خانواده­ها آموزش چندانی در این زمینه ارایه نمی­کنند و به جای فرهنگ­سازی و آموزش در حوزه چگونگی بهره­مندی از فضای مجازی و تکنولوژی­ های جدید، رویکردی سلبی و انتقادی را در پیش گرفته­ اند، کودکان و نوجوانان به خوبی از شیوه­ های کاربردی و مفید استفاده صحیح از تکنولوژی­های جدید آگاه نشده و بدین واسطه نمی­توانند به درستی از این فرصت­های درخشان استفاده کنند.

امروز بسیاری از نوجوانان و دانش­ آموزان ما دارای یک تلفن یا تبلت هستند اما به دلیل اینکه فرهنگ­سازی و آموزش لازم در این حوزه صورت نگرفته، اغلب آنان روی به استفاده­های نادرست از این ابزارها و فضای مجازی آورده و به جای کسب تجربه، دانش و مزیت از مزیت­های دنیای مدرن، آلوده به انواع آسیب­ها و آفت­ها می­شوند.

راهکار:

بدیهی است که بهترین راهکار برای بسترسازی مناسب به منظور بهره­مندی نوجوانان و دانش­ آموزان از تکنولوژی­ها و بسترهای تکنولوژیک جدید آن است که ما یکبار برای همیشه رویکرد سلبی و انتقادی که تنها به بیان ضرر و زیان­ها بسنده کرده و از طرق مختلف مثل فیلتر کردن، تلاش می­کند راهکار دسترسی افراد به این تکنولوژی­ها را محدود کند، رویکرد آموزشی و فرهنگ­سازی را در پیش بگیریم.

دولت­ها، رسانه­ ها، مدارس و نهادها مردم نهاد همگی مسئولیت دارند از طریق طراحی برنامه ­های آموزشی و فرهنگ­سازی مفید و انگیزش بخش، آگاهی نوجوانان را افزایش داده و راهکارهای استفاده صحیح از تکنولوژی­ ها، امکانات و بسترهای نوین را به آنان آموزش دهند.

ما نمی­توانیم چشم خود را بر تحولات رخ داده در جهان پیرامون خود ببندیم و تنها تلاش کنیم از مسیر سدسازی و فیلتر کردن جلوی آسیب و زیان را بگیریم. ما نمی­توانیم نسل جدید را که عاشق و شیفته تکنولوژی هستند از این مزایای نوظهور محروم کنیم و انتظار داشته باشیم آینده­ای درخشان نیز در انتظار کشورمان و نسل­های آینده­ مان باشد.

روش بهبود شرایط حاضر و بهره­مند کردن دانش­آموزان از فضای مجازی و تکنولوژی­های جدید تنها در گرو آن است که به آنها یاد دهیم روش صحیح استفاده از آنها چگونه است و افراد چگونه می­توانند با بهره­ مندی صحیح از فضای مجازی، اینترنت و تکنولوژی­های نو ظهور به سرعت به پیشرفت و موفقیت­های شگرف دست یابند.

از بین رفتن روحیه کارآفرینی در کل جامعه:

تمام افراد آگاه و کارشناسان عرصه اقتصادی اذعان می­کنند که شکوفایی اقتصادی هر کشوری در گرو تقویت چرخه صنعت و تولید در کشور و تبدیل شدن افراد مختلف آن جامعه به افرادی مولد، خلاق و مبتکر است.

اما متاسفانه در کشور ما دو باور غلط و زیان­بار رواج یافته که متاسفانه از گرایش افراد به سمت کارآفرینی و تولید جلوگیری می­کند.

باور غلط اول آن است که اغلب خانواده­ها تصور می­کنند برای تضمین رفاه و امنیت اقتصادی باید فرزندان خود را به سمت مشاغل اداری و کارمندی مخصوصاً در بخش دولتی سوق دهند.

از آنجایی که شرایط و فرایند استخدام در کشور ما بیشتر از آنکه بر اساس توانمندی­ها و شایستگی­های عملی افراد باشد، بر مبنای مدارک و تحصیلات تکیه دارد، در نتیجه خانواده بیش از هر چیز بر تحصیل فرزندان خود تاکیدمی­کنند و خیلی ایده­های کارآفرینانه فرزندان خویش را بر نمی­تابند.

باور غلط دوم نیز آن است که بهترین کار درآمدزا در کشور که می­تواند افراد را به سرعت به ثروت برساند دلالی است. آن هم دلالی سنتی که بیشتر مبتنی بر رانت و رابطه است تا روش­های نوین بازاریابی و فروش.

نوجوانان

این دو باور شوم که متاسفانه بسیار فراگیر نیز می­باشد، باعث می­شود افراد خیلی روحیه و انگیزه­ای برای کارآفرینی و پیگیری ایده­های خود نداشته باشند و با بهانه قرار دادن مشکلات و دست­اندازهای کاری (مخصوصاً مشکلاتی که از سوی دولت و در قالب بوروکراسی دولتی به افراد تحمیل می­شود)، قید این حوزه را بزنند و به یک زندگی کارمندی یا دلالی روی آورند.

این در حالی است که اصولاً کارآفرینی یعنی خلق ایده­های ابتکاری برای غلبه بر مشکلات و اصلاح شیوه­های کاری گذشته. از این رو یک کارآفرین می­داند که باید هر طور شده ایده­های خلاقانه خود را دنبال کرده و از روش­هایی ابتکاری بر مشکلات و موانع فائق آید.

بسیاری از نوجوانان دارای پدر یا مادری هستند که یک شغل یا حرفه آزاد و خاص را دنبال می­کند. اما اغلب فرزندان به واسطه مشکلات ذکر شده خیلی تمایلی به دنبال کردن حرفه خانوادگی ندارند و به سمت مشاغل اداری یا دلالی گرایش پیدا می­کنند. جالب اینکه خود والدین آنها نیز این امر را مورد تشویق قرار می­دهند.

اما همه ما به خوبی می­دانیم که بسیاری از برندهای بزرگ دنیا مثل رستوران­های زنجیره­ای بزرگ دنیا که در اغلب کشورها شعبه دارند، صرفاً به واسطه پیگیری مصرانه یک ایده خلاقانه ایجاد شده و شکل گرفته­اند.

راهکار:

سال­هاست ارکان مختلف حکومت در کشور ما بر بحث کارآفرینی، اشتغالزایی و البته تولید تاکید می­کنند. اما متاسفانه علیرغم تمام تاکیدات و شعارها، دولت­ها خیلی اقدامی جدی و کارگشا در زمینه رونق­ بخشیدن به تولید و کسب و کارهای مختلف انجام نداده­­اند.

اگر نیت واقعی ما این است که افراد به سمت کارآفرینی و تولید تمایل پیدا کنند، دولت و دیگر ارکان حکومت مثل مجلس باید موانع و دست­اندازهای موجود مخصوصاً مشکلات حاصل از فرایندهای بوروکراتیک و قانونی را اصلاح کرده و با ارایه حمایت­های کاربردی و واقعی از افراد نخبه و کارآفرین، زمینه شکوفایی تولید، صنعت و کارآفرینی را فراهم آورند.

حداقل کاری که دولت­ها در این زمینه می­توانند انجام دهند حمایت از ایده­ های خلاقانه و کارآفرین و ایجاد چرخه­ای کارآمد برای تبلیغ و عرضه محصولات این بخش است.

اگر قرار است ما از تولید و کارآفرینی حمایت کنیم، چرا یک تولیدکننده باید رقم­های سنگینی را برای تبلیغ محصول داخلی خود پرداخت کند؟ چرا رانت­های توزیع و پخش در حوزه­های مختلف از عرضه و توزیع محصولات و کالاهای تولیدکنندگان و کارگاه­ های کوچک و حتی خانگی خودداری می­کنند؟

 

ضرورت ترویج کارآفرینی در مدارس – دکتر عبدالله مروارید (متخصص اقتصاد رفتاری)

 

عبدالله مروارید
عبدالله مروارید
-دارنده مدرک دکترای تخصصی اقتصاد رفتاری -کارشناس و کارشناس ارشد روانشناسي باليني -عضو انجمن روانشناسي ايران -عضو انجمن علمي روانشناسي باليني ايران -عضو سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور -مدرس اسطوره و استعاره در رواندرماني -دريافت نشان ملي چهره هاي ماندگار در سال 1396 -دريافت تنديس چهره هاي ماندگار در سال 1396 -بيش از16 سال سابقه مشاوره و رواندرمانگري ازدواج، اضطراب،افسردگي،زوج درماني و سکس تراپي -برگزاري دو سمينار بزرگ در سال 1395در هتل پرديسان مشهد به نامهاي:1- زن،مرد،ارتباط2-يافتن زندگي نزيسته،ساختن زندگي برازنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *