کارآفرینی-مبانی آشنایی با دانش آموز کارآفرین

کتاب دانش آموز کارآفرین
کتاب دانش آموزان کارآفرین – نوشته ی دکتر عبدالله مروارید
۱۳۹۷/۰۲/۰۲
دانش آموزان
دانش آموزان-ارکان کارآفرینی برای دانش آموزان
۱۳۹۷/۰۲/۰۲

کارآفرینی-مبانی آشنایی با دانش آموز کارآفرین

کارآفرینی

هزاران فارغ التحصیل بیکار و صدها هزار دانش آموزی که دغدغه ای جز کنکور و دانشگاه ندارند و در انتها همین دانش آموزان دچار همان بیکاری در پایان فارغ التحصیلی می شوند به نظر شما چرخه آموزش در یکجا دچار عیب و ایرادی نشده است؟

نیازی به مقدمه چینی نیست، بی شک اگر فرزندی داشته باشید شما هم یکبار این سوال را از خود پرسیده اید که آیا زمان آن نرسیده تا الگویی کارآمد و مدلی تازه تر به چرخه آموزش کشور اضافه کنیم؟

برای پاسخ به این سوال کارشناسان و نظریه پردازان آموزشی می توانند از همین امروز ده ها مدل جدید را ارائه کنند اما هزاران ساعت تدریس در حوزه روانشناسی بالینی و انجام مشاوره با تعداد کثیری از نوجوانان و خانواده های آنها باعث شد تا نقیصه موجود را عدم گفتمان “دانش آموز کارآفرین” ببینم. از این رو در مجموعه مقالاتی پیوسته تلاش کردم تا به بررسی ابعاد این گفتمان جدید بپردازم.

واقعیت این است که در گذشته باور بر این بود که آموزش علوم نظری به دانش آموزان و بالا بردن آگاهی و دانش تئوریک در آنان و البته در ادامه هدایت آنان به تحصیل در مراکز آموزش عالی می­تواند ضامن موفقیت آنان و تبدیل شدن­شان به نیروهایی ارزشمند و موثر برای جامعه باشد.

از این رو عمده سیستم آموزش و پرورش در کشورهای مختلف مخصوصاً در کشور ما بر محور این هدف اصلی طرح­ ریزی شده بودند که دانش­ آموزان حتی المقدور بتوانند با علوم مختلف آشنا شده و با ذخیره کردن اطلاعات گوناگون در ذهن خویش، برای ورود به عرصه کار و زندگی آماده شوند.

اما تجربه به خوبی ثابت کرد این دست از آموزش­ها که در آنها فاکتور مهارت آموزی و تجربه اندوزی به شکل جدی مغفول مانده است، نه تنها کارایی چندانی ندارد، بلکه با اعطای عناوین و مدارک قراردادی، ضمن بالا بردن انتظارات غیر واقعی افراد از زندگی و فضای کسب و کار، نگرش و باورهای ناشایست و زیان­باری را نیز در آنان ایجاد می­کند. نگرش­ها و باورهایی که باعث می­شود افراد به جای تبدیل شدن به نیروهایی مولد و کارگشا، به نیروهایی منفعل اما پر ادعا و متوقع تبدیل شوند.

از این رو سال­هاست حتی در کشورهایی مثل ایران که آنها را تحت عنوان کشورهای در حال توسعه نیز شناسایی می­کنند، مسئولان و متولیان امر آموزش به صورت جدی به این باور رسیده­اند که برای تربیت نسلی مسئولیت­ پذیر، مولد و کارآمد باید مهارت آموزی به صورت جدی در سیستم­های آموزشی مد نظر قرار گیرد و فضای تحصیل و زندگی نوجوانان به فضایی شاد و پرطراوت که زمینه تجربه­­ اندوزی­های موثر و شناسایی استعدادها، توانمندی­ها و سلایق دانش­ آموزان را فراهم می­آورد، تبدیل گردد.

در این میان یکی از موضوعاتی که به صورت جدی مد نظر قرار گرفته، بحث کارآفرینی و ورود دانش آموزان به این عرصه است.

در نگرش متعالی کنونی، تشویق دانش آموزان و نوجوانان به ورود به عرصه کارآفرینی، اصلاح نگرش­ها و باورهای دانش آموزان در این عرصه و آموزش­ مهارت­های بنیادین و حیاتی به آن، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت مهم به شمار می­رود.

بدین معنا که هر کشوری اگر خواستار حرکت نظام­مند و پایدار در مسیر توسعه است و اگر تمایل دارد نسل­های جدیدش، در آینده به نیروهایی کارآمد، خلاق و متعهد تبدیل شوند، باید از دوران کودکی و نوجوانی و در قالب­های مختلف، دانش­ آموزان را به سمت کارآفرینی و شکوفایی عملی استعدادهای خود سوق دهد.

متخصص اقتصاد رفتاری

در کشور ما چندسالی است که بحث کارآفرینی در مدارس به صورت جسته و گریخته مطرح شده و حرکات و برنامه­هایی پراکنده و غیر نظام ­مند نیز در این مسیر به اجرا در آمده است.

اما آنچه به نظر می­رسند مانع شکل­ گیری حرکت­های منسجم و کارآمد در این عرصه شده و اجازه نداده تمامی دست­اندرکاران تعلیم و تربیت (از آموزش و پرورش و معلمان گرفته تا والدین و حتی خود دانش­آموزان) به صورت جدی و فراگیر در این حوزه مشارکت کنند، عدم درک صحیح از مفهوم کارآفرینی، اهمیت و ضرورت آن و چگونگی هدایت نوجوانان به این مسیر است.

از این رو مجموعه مقلات حاضر و مرتبط که هر کدام به بررسی زوایای پنهان مبحث “دانش آموز کارآفرین” می پردازد، بنا دارد ضمن تبیین مفاهیم کاربردی و بنیادین کارآفرینی، اهمیت و ضرورت این امر را بیش از پیش مشخص نموده و راهکارهایی چند برای هدایت عملی دانش آموزان به این سمت را معرفی نماید.

بازشناسایی کارآفرینی

 

اگرچه کارآفرینی مفهومی نسبتاً جدید و نوپا در کشور ما به شمار می­رود اما از قدمتی نزدیک به چهارصدساله برخوردار است و در تمام این سال­ها نظریه­پردازان اقتصادی از مناظر مختلف تلاش کرده­اند تعریف و اهمیت آن را مشخص و تبیین کنند.

در میان تعاریف گهگاه متفاوت، بهترین تعریفی که به ما در ترسیم اهمیت کارآفرینی کمک می­کند، تعریفی است که ژوزف شومپیتر[۱]، اقتصاددان برجسته اتریشی ـ آمریکایی ارایه می­دهد.

شومپیتر در تعریف کارآفرینی از عبارت «تخریب خلاق» استفاده می­کند. تخریب خلاق یعنی کنار زدن ساختارها و روش­های سنتی و معمول گذشته و خلق و ایجاد ساختارها و روش­هایی نوین و مبتکرانه که بازدهی و کارایی بهتری نسبت به شیوه­های کهنه دارند.

بنابراین اگر از این منظر به کارآفرینی نگاه کنیم، هر اقدامی در مسیر طراحی و ایجاد روش­های نوین و کارآمد در عرصه کسب و کار، کارآفرینی محسوب می­شود.

از این رو با توجه به چرخه کاری هر صنعت یا تجارتی، هر اقدامی نوآورانه در حوزه­های زیر می­تواند به مثابه کارآفرینی تلقی شود:

ارایه محصول یا کالایی جدید و بهبود یافته

ارایه خدماتی بهتر و کارآمدتر به مخاطبان

طراحی و ارایه روش­هایی جدید و خلاقانه در فرایند تولید که به بهبود بهره­وری یا کیفیت و کاهش هزینه­ها منجر می­شود

ایجاد و گشایش بازارهای جدید و طراحی شیوه­های بازاریابی جدید و بکر

ایجاد هرگونه تشکیلات جدید و کارآمد در یک صنعت

متخصص اقتصاد رفتاری

یک برداشت ذهنی غلط:

بسیاری تصور می­کنند کارآفرینی برای دانش آموزان یعنی ایجاد یک کارخانه یا کارگاه بزرگ و در بهترین حالت تاسیس و دایر کردن یک شرکت که همگی نیازمند سرمایه­ای به نسبت زیاد و استخدام چند کارگر یا کارمند هستند.

از این رو با توجه به اینکه اغلب افراد مخصوصاً نوجوانان فاقد چنین سرمایه و اندوخته مالی هستند، کارآفرینی امری مختص افراد دارای تمکن مالی است.

چنین باور نادرستی در واقع همانند یک سد یا مانع بزرگ ذهنی عمل می­کند که انگیزه­ها و خلاقیت­های یک فرد برای ورود موثر به عرصه کارآفرینی و کسب و کار را کور می­کند.

پر واضح است که عدم اصلاح چنین باوری در بین معلمان و والدین نه تنها ترس و هراسی شدید را در آنان (نسبت به از دست دادن دارایی و اندوخته­ مالی و متضرر شدن خانواده) ایجاد می­کند، بلکه باعث می­شود آنان اقدامات و تحرکات خلاقانه دانش آموزان را نیز به شدت سرکوب کرده و با تشویق افراطی آنان به درس خواندن و کسب نمرات بالا، انگیزه­های کارآفرینی را در بین نوجوانان از بین ببرند.

این در حالی است که بنا بر تعریف شومپیتر از کارآفرینی (و البته دیگر نظریه­پردازان پیشرو در عرصه اقتصاد)، کارآفرینی لزوماً هیچ نیازی به سرمایه آنچنانی نداشته و به معنای ایجاد فرصت کسب و کار برای دیگران (اشتغالزایی) نیست.

بله، هنگامی که یک ایده یا طرح خلاقانه در حوزه کارآفرینی با قدرت و جدیت دنبال شده و به سودآوری و موفقیت خوبی دست می­یابد، در آینده توسعه یافته و نیازمند استخدام افراد مختلف و بکارگیری سرمایه­ های بیشتر خواهد بود. اما از یاد نبریم که وقتی یک ایده خلاقانه به سودآوری و موفقیت می­رسد، خود نیز می­تواند تا حدود زیادی نیازمندی­های مالی خویش را از محل سودهای حاصله تامین کند.

از این رو ورود به عرصه کارآفرینی اگر به شکل و هوشمندانه و متناسب با شرایط و مقتضیات موجود هر فرد صورت گیرد، جایی برای نگرانی یا حساسیت­های مالی ایجاد نمی­کند.

برای مثال نوجوانی را در نظر بگیرید که پدرش دارای یک کارگاه یا مغازه قنادی است و از طریق سنتی و حضوری محصولاتش را به فروش می­رساند. حال اگر این نوجوان از طریق ایجاد یک صفحه یا اکانت در فضای مجازی نسبت به دریافت سفارش و جذب مشتری جدید برای کیک­های تولیدی کارگاه پدرش اقدام کند، در واقع او وارد حوزه کارآفرینی شده است.

این نوجوان کارآفرینی است که بدون نیاز به هزینه­ای اضافه، روش جدید برای جذب مشتری و فروش ایجاد کرده است.

متخصص اقتصاد رفتاری

کارآفرینی یک مفهوم پیچیده و دور از دسترس نیست. در واقع کارآفرینی کیفیتی است که یک فرد را قادر می­سازد فعالیتی جدید و کارآمد را ایجاد کرده یا یک فعالیت موجود را به لحاظ کیفی و کارآمدی توسعه دهد.

از آنجایی که یک نوجوان دارای نگرشی متفاوت نسبت به والدین خود و بزرگترهاست و با عنایت به اینکه آینده­ سازان هر جامعه­ای به شدت انگیزه دارند با ارایه راهکارهای خلاقانه و بکر، توانمندی­ها و ظرفیت­های بالای خود را به خانواده، معلمان و البته جامعه اثبات کنند، نه تنها ورود به عرصه کارآفرینی برای دانش­آموزان امری غیر ممکن و دور از دسترس نیست، بلکه این دوره، یعنی دوره نوجوانی یکی از بهترین دوره­ها برای آغاز فعالیت­ های کارآفرینانه است.

نوجوانان بر خلاف بزرگسالان هم افکار و باورهای محدود کننده و غیر قابل انعطاف کمتری دارند و هم به واسطه داشتن دغدغه­ ها و مشکلات روزمره کمتر، از فرصت و توان بیشتری نیز برای طراحی و پیاده­سازی فعالیت­ های ابتکاری و جدید برخوردار هستند.

بنابراین از آنجایی که نوجوانان روحیه ساختارشکنی و نوآوری بیشتری دارند و بر خلاف بزرگترها به روش­های کاری سنتی عادت نکرده و خو نگرفته­اند، اگر بتوان انگیزه­های آنان برای اثبات خود و ساختارشکنی را در جهت صحیح هدایت کرد می­توان از مسیر هدایت دانش ­آموزان به سمت کارآفرینی هم آینده بهتری برای کشور رقم زد و هم شرایط زندگی خود دانش آموزان و خانواده­ های آنان در آینده را بهبود بخشید.

 

[۱] ژوزف شومپیتر (۱۸۸۳ تا ۱۹۵۰) جزو سه اقتصاددان برتر جهان شناخته می­شود. از این نظریه­ پرداز دگر اندیش ۱۵ کتاب و حدود ۲۰۰ مقاله به چاپ رسیده است.

 

ارکان کارآفرینی برای دانش آموزان – دکتر عبدالله مروارید(متخصص اقتصاد رفتاری)

کلمات کلیدی این نوشته:
عبدالله مروارید
عبدالله مروارید
-دارنده مدرک دکترای تخصصی اقتصاد رفتاری -کارشناس و کارشناس ارشد روانشناسي باليني -عضو انجمن روانشناسي ايران -عضو انجمن علمي روانشناسي باليني ايران -عضو سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور -مدرس اسطوره و استعاره در رواندرماني -دريافت نشان ملي چهره هاي ماندگار در سال 1396 -دريافت تنديس چهره هاي ماندگار در سال 1396 -بيش از16 سال سابقه مشاوره و رواندرمانگري ازدواج، اضطراب،افسردگي،زوج درماني و سکس تراپي -برگزاري دو سمينار بزرگ در سال 1395در هتل پرديسان مشهد به نامهاي:1- زن،مرد،ارتباط2-يافتن زندگي نزيسته،ساختن زندگي برازنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *