







شاید تصور شود تنها افراد با دفاعهای دیگر آزار مانند شخصیت خودشیفته و ضداجتماعی ظرفیت آسیب زدن به دیگران رادارند و به تکانه های خودخواهانه و پرخاشگرانه خود عمل خواهند کرد. در نتیجه کسانی که آگاهی نسبی دارند معمولاً روابط خود را با این افراد مدیریت خواهند کرد، ولی بر اساس پژوهشها افراد دارای دفاعهای خود آزار بهصورت ناهشیار آسیبهای شدید و شاید غیر قابل جبرانی به اطرافیان خود میزنند.
البته این آسیب نیز معمولاً به ناهشیار اطرافیان وارد میشود و در برخی موارد افراد نزدیک به کسانی که خودآزارند بدون اینکه خودشان بفهمند ارزش یا شفقت نسبت به خود را از دست میدهند یا احساس گناهی ناسالم به وجدانشان تزریق میشود که ظرفیت روانی آنها را اشباع میکند. البته تعامل مثلثهای شخص در افراد این رابطه ناسالم را رقم می زند و کسانی که به افراد کاملاً خود آزار نزدیک میشوند معمولاً خود درصدی از خود آزاری و گناه ناسالم دارند.
با توجه به اینکه افرادخود آزار ظرفیت آسیب زدن به دیگران را دارند. تعامل با افرادی که دفاعهای خودآزار دارند چگونه سبب آسیب خواهد شد و افراد خود آزار چگونه به اطرافیان آسیب میزنند؟
زمانی که فردی با دفاع خود تخریب گر حمله به خود دائما ارزش خودش پایمال میکند، وقتی کسی از لحاظ عاطفی یا محیطی نزدیک او باشد، ارزش خودی پایمال شده خواهد داشت.بهعنوانمثال مدیری که جلوی افراد زیر دست که صمیمیتی با او ندارند بهصورت افراطی از عدم سواد یا آسیبهای روانی خود میگوید، اگر مدیر همرده او نیز در کنارش باشد بدون اینکه آگاه باشد قربانی از بین رفتن ارزش خود او (مدیر خود آزار ) خواهد شد و وجهه و اعتبار خود را از لااقل برای مدتی از دست خواهد داد. مادر یا پدری که به دلیل عدم شفقت و حمله به خود، بهصورت افراطی به دیگران سرویس میدهند، فرزندان خود را قربانی بی توجهیهای متعدد خود خواهند کرد. در این هنگام فرزندان آنها نیز میآموزند زمانی دوستداشتنی هستند که خود را فدای دیگران کنند و انسانیت خود را درگرو نادیده گرفتن نیازهای شخصی و ارضای نیاز دیگران ببینند.

افراد خود آزار بلعکس ظاهر آرام و در برخی مواقع متواضع، خشم شدیدی در دلشان نهفته است و انگیزههای خود تخریبی و دیگر تخریبی کشندهای دارند. دیر یا زود این خشم بیدار میشود و دامن اطرافیان این افراد را خواهد گرفت. همچنین خودشیفتگی نهانی در پس ظاهر متواضع این افراد است که سبب میشود دیر یا زود اطرافیان، قربانی بهرهکشی این افراد شوند و یا در حال قربانی شدن توسط این افراد باشند.
بهعنوانمثال روزی نیت خودخواهانه کسی که با ظاهر خدمت و لطف به دیگران از دیگران بهره کشی می کند، عیان میشود. و یا مادر پدر آزارگر تا زمانیکه که فرزند آنها خود را به خواستههای بعضاً ناسالم آنها پایبند میداند از حمایتشان برخوردار است ولی زمانیکه فرزندشان با هویت مستقل و خودمختارانه تصمیم مخالف آنها میگیرد ناگهان با سد مادر پدری مواجه خواهد شد که محبت خود را در سایه نیاز خودشیفته (شبیه به خود بودن) پنهان کردند و این محبت مشروط آسیبی شدید در ذهن فرزند خواهد گذاشت.

این افراد بهصورت پنهان به کسانی که در موضع آسیب پذیری هستند ظلم میکنند و دائما ارزش خود آنها را درگرو وابستگی به خودشان نشان میدهند و یا از افراد آسیب پذیر بهعنوان وسیلهای برای خودنمایی و گرفتن امتیازهای اجتماعی یا مالی استفاده میکنند. بهعنوانمثال محبت نمادین به کودکان بی سرپرست و یا افراد بیمار و آسیب پذیر را نمایشی برای قدرت و تحسین خود میدانند. همچنین هنگام برخورد با مراجع قدرت معمولاً منفعل عمل میکنند و خود را مطیع بی چونوچرای خواستههای آنها نشان میدهند. در این هنگام با حفظ ظاهر مثبت جلوی فرد ردهبالا، در نهان او را تخریب میکنند و یا زمینههای آسیب خوردن او را فراهم میسازند.

افراد خود آزار به دلیل سرکوب شدید هیجانات، معمولا هیجان های بدوی و نپخته ناشناخته ای دارند که در زبان بدن و حرکات آنها محسوس است در حالیکه ممکن است در کلام آنها متفاوت به نظر برسد. به عنوان مثال مادر یا پدری که فرزندان خود را به احترام تشویق می کنند ولی زبان بدن آنها (مانند برافروختگی صورت، گره کردن دستها و ..) گویای خشم و دلخوری است، فرزندانی خواهند داشت که احترام اصیل به دیگران را نخواهند آموخت. همچنین مادر پدری که به صورت افراطی فرزندان خود را به سرکوب هیجان و نه شناخت آن وادار می کنند، به احتمال بیشتری صاحب فرزندانی خواهند بود که رفتارهای تکانه ای بیشتر مانند اعمال جنسی افراطی، پرخاشگری و تمایل به مصرف مواد خواهند داشت.