






برای همه ما پیش آمده که در لحظاتی خاص از زندگی عصبانی و خشمگین شده ایم و آن را بروز دادهایم. گاهی بسیار خشمگین شدهایم و گاهی به یک واکنش ساده از قضیه عبور کردهایم. چه عواملی باعث عصبانی و خشمگین شدن ما میشود؟ در این مطلب درباره این موضوع صحبت میکنیم.
احساس عصبانیت و خشم از چگونگی تفسیر، درک و واکنشهای ما در شرایط و وضعیتهای مختلف نشئت میگیرد. هر آدمی یک حالت محرک دارد که باعث عصبانیت و خشم او میشود، اما محرکهای مشترکی بین تمامی انسانها وجود دارد.
مورد تهدید یا حمله قرار گرفته شدن
ناامید یا ناتوان شدن
رفتار ناعادلانهای با ما شده باشد
انسانها ممکن است درک و تفسیرهای مختلفی از شرایط گوناگون داشته باشند، به همین دلیل وضعیت و شرایطی که یک نفر را خشمگین و عصبانی میسازد ممکن است روی فرد دیگری اثری نداشته باشد (ممکن است در چنین شرایطی واکنش دیگران ناراحتی، لذت یا آسیب روانی باشد).
با این حال، صرف اینکه ما مسائل را به طرق مختلف تفسیر میکنیم به این معنی نیست که اگر در وضعیتی عصبانی و خشمگین شدیم آن وضعیت را غلط تفسیر کردهایم. اینکه شما چگونه وضعیتهای مختلف را تفسیر میکنید و به آن واکنش نشان میدهید به عوامل بسیار مختلفی در زندگی شما ربط دارد که عبارتند از:
دوران کودکی و نوع تربیت شما.
تجربیات گذشته.
شرایط فعلی.
فرقی نمیکند دلیل عصبانیت و خشم شما مربوط به تجربیات گذشته باشد یا از شرایطی که هماکنون در آن قرار دارید نشئت بگیرد، نکته مهم اینجاست که فکر کردن به اینکه ما چگونه و چرا شرایط مختلف را تفسیر میکنیم و به آن واکنش نشان میدهیم میتواند به ما کمک کند تا در شرایط مختلف از نظر عاطفی و روانی واکنشهای بهتری داشته باشیم.

اینکه یاد میگیریم چگونه با احساس خشم خود کنار بیاییم معمولا به نوع تربیت و پرورش ما ربط دارد. در اکثر مردم نحوه عصبانیت و میزان آن در کودکی شکل میگیرد و همین مسئله باعث میشود آنها در بزرگسالی نتوانند بهراحتی خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند. برای مثال:
شما با این تفکر بزرگ شدهاید که مجازید همیشه خشم خود را شدید و وسیع بروز دهید و به همین دلیل یاد نگرفتهاید که چگونه احساس خشم و عصبانیت خود را درک و مدیریت کنید. چنین تربیتی به این معنی است که شما فردی بهگونهای با شما رفتار میکند که شما دوست ندارید یا هرگاه در شرایطی قرار میگیرد که به میل شما نیست، سریعا خشمگین و عصبانی میشوید.
در عوض ممکن است شما با این تفکر بزرگ شده باشید که نباید از شرایط شکایت کنید و اگر در کودکی خشم و عصبانیت خود را بیان میکردید مجازات میشدید. این نوع تربیت به این معنی است که شما همیشه عصبانیت و خشم خود را سرکوب میکنید و این مشکل تبدیل به یک مسئله همیشگی برای شما میشود و در شرایط جدیدی که با آن راحت نیستید، واکنشهای نامناسبی از خود بروز میدهید.
شما ممکن است در کودکی شاهد خشم بدون کنترل والدین یا بزرگسالان اطراف خود بوده و یاد گرفته باشید که عصبانیت و خشم چیزی مخرب و ترسناک است. این موضوع به این معنی است که در بزرگسالی فردی خواهید شد که از خشم و عصبانیت خود میترسید و در شرایطی که عصبانی میشوید نمیتوانید بهراحتی خشم خود را بیان کنید. این احساسات در یک زمان بیربط دوباره بروز میکنند که دیگر نمیتوانید آنها را بهراحتی توصیف کنید.

اگر در گذشته شرایطی خاص شما را عصبانی و خشمگین کرده باشد (چه در کودکی و چه در بزرگسالی) و در آن شرایط شما نتوانسته باشید در وضعیت امن و راحت خشم خود را بیان کنید، شما همچنان در حال تعامل و کنار آمدن با آن احساس خشم و عصبانیت هستید. در چنین وضعیتی شرایط چالشبرانگیز دیگری برای شما به وجود میآید که همان احساس خشم و عصبانیت گذشته را در شما ایجاد میکند.
اگر شما در حال حاضر درگیر مشکلات و مسائل زیادی در زندگی خود هستید احتمالا بیش از گذشته و البته راحتتر خشمگین و عصبانی میشوید یا در شرایط بیربط احساس عصبانیت میکنید. اگر شرایط مشخصی در زندگی شما وجود دارد که باعث عصبانیتتان میشود و نمیتوانید در این شرایط عصبانیت و خشم خود را ابراز کنید، به احتمال زیاد این خشم را در زمانی دیگر بروز خواهید داد.

هر سه موردی که ممکن است باعث بروز خشم یا رفتارهای غیرعادی در شما شود قابل حل و تعدیل است. اینکه تجربیات گذشته شما چگونه روی شما در شرایطی که باعث خشم میشود تاثیر میگذارد یا کودکی و نوع تربیت شما چه مشکلاتی را در برخورد با محرکها ایجاد کرده همگی با یک بررسی روانکاوانه قابل تشخیص و با تمرینهای موثر قابل حل است.