

کارهایی که اگر چه جزو مشاغل سخت و طاقت فرسا تعریف نشده است، اما با خیلی از آن مشاغل برابری میکند؛ کارهایی که معمولاً بر دوش خانمِ خانه میافتد. اموری که اگر بدون همکاری همسر و فرزندان انجام شود، پس از مدتی، سبب ناراحتی و مشکلات زیادی برای بیشتر خانمها میشود.
بویژه اگر آنان شاغل هم باشند و کارهای خانه شغل دوم شان به شمار آید. براستی چه تعادلی باید برای همکاری زن و مرد در منزل وجود داشته باشد؟ آیا انجام کارهای منزل برای مردها یا زنها یک «وظیفه» است؟

از زمانی که قواعد و نقش و نگار سنت زیر گامهای عجول و صرفاً نتیجهگرای مدرنیته نفسهای آخر را کشید و اندرونی منازل بدون فضای بیرونی به جهان بیرون وصل شد و اندرونی نیز آن چنان در درون نماند و بیشتر چیزها، ناچیز شمرده شد، دگرگونی بنیادی در اغلب حیطههای زندگی ایجاد شد. از جمله این دگرگونیها در بخشهایی از نقشهای افراد جامعه و اعضای خانواده رُخ نمود.»
از منظر مکتب روانشناسی یونگ، انسان ها دو جنسیتی هستند و جنسیت مطلق وجود ندارد؛ یعنی در ناخودآگاه زنان عنصری مردانه به نام «آنیموس» و در ناخودآگاه مردان عنصری زنانه به نام «آنیما» وجود دارد.

برای داشتن روانی سالم و متعادل باید آنیما و آنیموس در وضعیت تعادل باشند، اما اگر در زنان عنصر مردانه ناخودآگاه؛ یعنی آنیموس بیش از اندازه رشد کند، شاهد زنانی مرد صفت خواهیم بود که عاری از لطافت، پذیرش، انعطاف پذیری، مراقبت کنندگی و… خواهند بود و اگر در مردان عنصر زنانه ناخودآگاه یعنی آنیما بیش از اندازه رشد کند، شاهد مردانی زن صفت خواهیم بود که عاری از اقتدار، تصمیمگیری قاطع، استحکام، مبارزهطلبی و… خواهند بود.
زنی را با رفتارهای زمخت مردانه و مردی را با رفتارهای ظریف و لطیف زنانه! تصور کنید چه حسی پیدا کردید؟ مطمئناً نه برایتان جذاب هستند و نه حاضرید جای آنان باشید.

با توجه به حضور فعال زنان در فعالیتهای اجتماعی، شغلی، اقتصادی و مردانه، لازم است مردان نیز در کارهای درونی منزل با بانوان همکاری کنند تا هم باری از دوش بانوان برداشته شود و هم به خودشان کمک کرده باشند و با بخشهای زنانه خود ارتباط برقرار کنند تا آن بخش سرکوب نشود.
یکی از مشکلات، گریبان خودِ زن و شوهر را میگیرد و به دلیل اینکه آن ها را از هویت جنسیتی اصلی و غالب خویش دور میکند،
در رضایت نسبت به هم دچار دلزدگی و فرسودگی خواهند شد. (تصور کنید مردی که مادری میکند و زنی که پدری میکند).

مشکل دیگر گریبان فرزندان را خواهد گرفت. فرزندان چنین خانوادههایی یا دچار اختلال و اشکال در هویت جنسی خود خواهند شد یا فردی با ویژگیهای اخلاقی و رفتاری جنس مخالف خواهند شد. به همین دلیل مناسب نخواهد بود که در یک خانواده بدون دلیل منطقی وظیفه اصلی مرد، خانهداری، آشپزی و فرزندپروری باشد و وظیفه اصلی زن کسب درآمد، اما بسیار مناسب خواهد بود که هر کدام به طرف مقابل کمک کنند، البته نقش اصلی خود را فراموش نکنند.
همه میدانیم که انجام امور منزل، وظیفه زن نیست، اما وقتی کسی با وجود اینکه وظیفهای در این امر ندارد، با عشق و محبت آن را انجام میدهد، شایسته قدردانی است. قدردانی که میتواند با همکاری، نمودی عینی به خود گرفته، نه تنها زندگی دنیوی، بلکه زندگی اخروی زوجین را نیز زیبا کند.