







اگر قرار است کارآفرینی در بین دانش آموزان ایرانی فراگیر شود، این امر نیازمند یک برنامه منسجم است که هم دولت و وزارت آموزش و پرورش و هم مدارس و خانواده ها باید در اجرایی شدن آن و رشد خلاقیت دانش آموزان مشارکت داشته باشند.
البته اینکه ما انتظار داشته باشیم دولتها و وزارت آموزش و پرورش در بین مشغله های متعدد و گهگاه مزمن خود، به صورت عاجل فکری برای این امر کرده و برنامه های جدی را در دستور کار قرار دهند، شاید انتظاری دور از واقعیت و ایده آل گرایانه باشد.
اما از آنجایی که نقش مدارس و خانوادهها در این حوزه بسیار مهمتر و پررنگتر است، ما در این کتاب تلاش میکنیم راهکارها و نکات کلیدی برنامه ریزی های مربوط به این حوزه مشخص سازیم تا هم مربیان و هم والدین گرامی بتوانند با بهره مندی از آنان برنامه هایی مشخص و کارآمد را برای رشد خلاقیت دانش آموزان خود طراحی کنند.
مهمترین نکته های که در طرح ریزی برنامه های کارآفرینی باید با آن آشنا شویم، محتوایی است که در این برنامه (دانش آموز کارآفرین) باید مد نظر قرار گیرد.
دانش آموزان برای ورود موثر به حوزه کارآفرینی که انشاءالله با موفقیت و سرافرازیشان همراه شود (نه اینکه به واسطه چند شکست از این مسیر سرخورده شوند)، باید مهارت های عدیده ای را فرا گیرند.
این مهارت ها به آنان کمک میکند که یک، انگیزه های لازم برای ورود موثر به این حوزه را کسب کنند و دوم، عملکرد خوب و موفقی را در این حوزه از خود نشان دهند.
ورود موثر به هر کاری نیازمند خودباوری و اعتماد به نفس است. از این رو دانش آموزان برای کارآفرین شدن باید از خودباوری لازم برخوردار شوند. اگرچه در یک رابطه رفت و برگشتی، خود کارآفرینی نیز به صورت تعاملی به تقویت خودباوری آنان کمک میکند.

تعریف خلاصه:
خودباوری یعنی باور داشتن به توانایی های خود برای مواجهه با پدیده ها و شرایط مختلف.
ضمن اینکه از این طریق آنها یاد میگیرند که موجود ارزشمندی هستند و باید قدر خود و ارزششان را بشناسند.
بهترین روش نقد و تربیت این است که عملکرد افراد را نقد کنیم و اشتباهاتشان را به صورت صریح و با جدیت اما توام با احترام گوشزد نماییم. اینکه در هنگام اشتباه به جای نقد عملکرد، شخصیت و ارزش یک نوجوان را نقد کنیم و اعتبار او را تخریب کنیم، باعث تخریب اعتماد به نفس او میشویم.

کما اینکه بسیاری از بچه هایی که به ظاهر از نظر تحصیلی خیلی موفق نیستند، در حیطه کار و کاسبی بسیار استعداد و خلاقیت خوبی داشته باشند.
در بسیاری از موارد وقتی نوجوانان و دانش آموزان در یک حوزه عملکرد مناسبی از خود نشان نمیدهند به دلیل آن است که به آن حوزه و فعالیت علاقه چندانی ندارد. دلیلی ندارد که فرزند شما و دانش آموز شما مثل شما فکر کند.
متاسفانه به واسطه عواملی که پیشتر نیز بیان کردیم، اغلب دانش آموزان خیلی انگیزه چندانی برای ورود به عرصه کسب و کار و آزمودن فعالیتهای شغلی و کارآفرینی را ندارند.
در واقع آنها عادت کردهاند که صرفاً با درس خواندن (آنهم اغلب دست و پا شکسته)، به تمام خواسته های خود از طریق خانواده دست یابند. از این رو یکی از مهمترین مهارت هایی که باید در آنها تقویت کرد، مهارت انگیزه است.
مهارت انگیزه باعث میشود دانش آموزان در مرحله مطالعه و انتخاب یک رشته یا فعالیت از دقت و پشتکار بالایی بهره بگیرند و بعد از آن نیز تمام توانایی و تلاش خود را برای موفقیت بکار گیرند.

تعریف خلاصه:
انگیزه یعنی اشتیاق و تمایل درونی برای انجام و پیگیری یک کار تا رسیدن به مرحله نهایی.
دانش آموزان نباید تصور کنند که مشارکت در کارهای مختلف بیهوده است و یا هنوز برای ورود آنها به این عرصه زود است. بهترین گام نیز برای رفع این معضل آن است که از مسیر آگاهی بخشی آنان را با اهمیت و ضرورت کار و تلاش آشنا کنیم.
خانواده های ثروتمند و موفق در کشورهای توسعه یافته، علیرغم برخورداری از منابع مالی زیاد، هرگز به شکلی که ما بیش از حد از فرزندان خود حتی فرزندان نوجوان و جوان حمایت میکنیم، حمایت مالی نمیکنند.
آنها میدانند که حمایت بیش از حد جز اینکه فرزندانشان را به افرادی بدون مسئولیت و تعهد تبدیل کند، فرجام دیگری ندارد. از این رو ارتباط خود با فرزندانشان را به طوری تنظیم میکنند که ضمن اعمال نظارت و حمایت واقعی و معنوی، فرزندان خودشان بخشی از مسئولیت خود را برعهده بگیرند.
در این روش شما به فرزند خود توضیح میدهید که تنها هزینه امور ضروری زندگیش مثل لباس، خوراک و بهداشت را تامین خواهید کرد و او اگر خواستار مثلاً خرید یک دوچرخه یا وسیلهای غیر ضروری است، خودش باید هزینه آن را تامین کند.
روش دیگر این است که برخی وسایل خاص مثل رایانه را برای او بخرید اما او را توجیه کنید که تامین هزینه های نگهداری، تجهیز و تعمیر آن وسیله بر عهده خودش است.
یادتان باشد همین کار باعث میشود فرزندان برای تامین نیازهای خود انگیزه کسب و کار را پیدا کنند.

یکی از مهمترین عواملی که باعث میشود کودکان و نوجوانان انگیزههای خود را از دست دهند این است که احساس میکنند بزرگترها نسبت به موفقیتها و تلاشها حساس نیستند و به خود آنها و اقداماتشان اهمیتی نمیدهند.
بنابراین عکس این رویه و تقدیر از آنان به خاطر تلاشهایشان (حتی در مواردی که به نتیجه خیلی مطلوبی ختم نشده)، در تقویت انگیزه به شدت موثر است.
دانش آموزان باید بدانند که یک مصرف کننده بی مسئولیت نیستند و هر زمانی میتوانند از مسیر خلاقیت و تلاش به خود و خانواده شان کمک کنند.
اینکه ما به شکلی افراطی تمام مشکلات و چالش های زندگی را از آنان مخفی نگه میداریم باعث میشود آنها تصور کنند که زندگی بسیار ساده است و برای موفقیت نیازی به سختکوشی و تلاش نیست.
هر فعالیتی و هر کسب و کاری به صورت طبیعی با مشکلات و چالشهای بسیاری مواجه میشود. افرادی که از توانایی و قدرت حل مساله برخوردار هستند، هر مشکلی را یک فرصت برای یادگیری و تجربه اندوزی قلمداد میکنند و بدین واسطه با قدرت نسبت به رفع آن اقدام میکنند.
اما افرادی که از این مهارت به صورت مطلوبی برخوردار نیستند، به محض مواجهه با مسایل بزرگ و نسبتاً دشوار، به سرعت انگیزه های خود را از دست میدهند و اسیر ترس و ناامیدی میشوند.
از آنجایی که نیت ما از هدایت نوجوانان به سمت کارآفرینی آن است که آنها از این مسیر قابلیت های خودرا کشف و شکوفا کنند، باید مهارت حل مساله را به آنان یاد دهیم تا هم احتمال موفقیتشان را بیشتر کنیم و هم از سرخوردگی آنها جلوگیری نماییم.

تعریف خلاصه:
مهارت حل مساله یعنی توانایی شناسایی و تحلیل دقیق مشکلات و ارایه راهکارهای صحیح برای غلبه بر آنها.
برای حل هر مشکلی باید به صورت دقیق آن را شناخت.
در این مرحله فرد اطلاعات حاصل شده را کنار هم میگذارد تا بتواند علل شکلگیری مشکل و ابعاد و میزان تاثیرگذار آن را به درستی شناسایی کند.
در مرحله سوم فرد با خلاقیت و تفکر راه حلی را برای رفع مشکل طراحی میکند.
در گام آخر نیز فرد راه حل طراحی شده را به کار گرفته و در عمل چگونگی عملکرد راهکار خود را بررسی میکند. بدیهی است که در صورت لزوم، اشکالات را نیز شناسایی و رفع میکند.
همین امر نیز میتواند به عنوان تکلیف یا پروژه در اختیار آنها قرار گیرد. برای مثال از آنها بخواهید درباره یک اتفاق که اخبار آن در رسانهها به صورت گسترده منعکس شده تحقیق کنند.

به یاد داشته باشید که نوجوانان به صورت ذاتی اغلب علاقه دارند به سرعت مسایل مختلف را کنار زده و به سراغ کارهای مورد علاقه خود بروند. توجیه کردن آنها درباره اهمیت یافتن راهکارهای کارآمد (اگرچه ممکن است نیاز به زمانی بیشتری داشته باشند) بسیار مفید است.
یکی از مهارتهای مهم در عرصه کارآفرینی مهارت گفتگو و مذاکره است. این مهارت به دانش آموز کارآفرین کمک میکند که خواسته های خود را دنبال کرده، دیگران را با خود برای نیل به اهدافش همراه ساخته و کارها و خدمات خود را به بهترین شکل به دیگران عرضه کرده و معرفی نماید.

تعریف خلاصه:
مهارت گفتگو و مذاکره، یعنی توانایی بیان خواسته ها و نظرات خود به دیگران، شنیدن نظرات و خواسته های دیگران و رسیدن به تفاهم و تعامل مشترک.
همانطور که در بخش تعریف تاکید کردیم کارآفرینی به معنای تخریف خلاقیت است. شخصی میتواند نام کارآفرین بر خود بگذارد که بتواند با داشته ها و شرایط فعلی، راهکارهایی طلاییتر و کارآمدتر را ارایه دهد و کیفیت عملکرد یک کسب و کار را بهبود بخشد.

تعریف خلاصه:
خلاقیت و ابتکار یعنی توانایی بهرهگیری موثر از داشتهها و ظرفیت های فعلی برای طراحی راهکارهایی جدید و نوآورانه که به بهبود عملکرد افراد و دستیابی به نتایج مطلوبتر منتهی میشوند.
برای طرح این پروژه ها میتوانید از فضای مجازی و اینترنت استفاده کرده و از پروژه های آزموده شده استفاده کنید.
یادتان باشد دادن امکانات زیاد به نوجوان تنها ثمرهاش آن است که انتظارات آنها را به شکل غیر واقعی افزایش داده و آنان را به افرادی طلبکار تبدیل میکند.
بعد و در حین انگیزه بخشی و تقویت مهارت های ضروری مورد نیاز برای موفقیت دانشآموزان در عرصه کارآفرینی، مهمترین اقدامی که برای موفقیت این اقدام انجام داد، آگاه کردن دانش آموزان از کسب و کارهای مختلف و عرصه های متفاوتی است که برای کارآفرینی میتوانند انتخاب کنند.
این امر به این لحاظ ضروری و دارای اهمیت ویژه است که ما هرگز نباید در عرصه کارآفرینی شغل یا حرفهای را به دانش آموزان تحمیل کنید. چراکه همانطور که گفتیم کارآمدی و موفقیت این کارآفرینی در گرو انگیزه و اشتیاق بالای خود دانش آموزان است.

بنابراین یکی از مهمترین اقدامات در این حوزه که باید در برنامه ریزی به صورت جدی مد نظر قرار گیرد، این است که به دانش آموزان کمک کنیم از مسیر آشنا شدن با مشاغل مختلف، سلیقه و علاقه اصلی خود را شناسایی کنند.
بدین ترتیب آنها با اشتیاق مطلوبی به عرصه کارآفرینی وارد میشوند و وقتی این حوزه را متناسب با خواست و نیاز واقعی خود دیده و از فرایند کار کسب لذت میکنند، میتوانند هدفی متعالی و ارزشمند را نیز برای خود تعریف کنند.