







در حالی که شما نگران حقیقت هستید، انسانی دارد رنج می کشد . به هر حال، قبل از استفاده کردن از یک ابزار، مهم است بدانیم این وسیله چیست، و چگونه ساخته شده است!
#روانکاوی ابزاری به شدّت مؤثر و کارآمد است، و از آنجا که اعتبار و شهرت آن در حال افزایش است، این خطر را می پذیریم که در بسیاری از موارد از آن برای رسیدن به هدفی استفاده می کنیم که به جهت آن به وجود نیامده و ساخته نشده است و به این طریق، شاید از شأن و مقام آن می کاهیم .
خب! پدیده ها ی مناسب و دلخواه برای روانکاوی از نوع زبانی هستند. یعنی، بازشناسی عناصر اصلی یک گفتار در تاریخچه ی شخصی #سوبژه، تاریخچه ای که در جایی قطع شده و دچار وقفه گردیده ، تاریخچه ای که به لایه های زیرین گفتمان فرو غلتیده و پنهان شده است.

در #رابطه با تأثیراتی که به تعریف ما وابسته به تحلیل روانکاوی است و یا به عبارتی همان تأثیرات تحلیلی، این تأثیرات #تحلیلی، ماهیت “بازگشت گفتمان #سرکوب” شده ای را تشکیل می دهند که من از آن با شما صحبت کرده ام .
به شما اطمینان می دهم دقیقاً در همان لحظه ای که سوبژه را روی کاناپه مستقر کرده اید و برایش در مورد قانون تحلیل روانکاوی ؛ تا حد ممکن به اختصار، توضیح داده اید، از پیش، او با بعد جدیدی از چیزی به اسم “جستجوی حقیقت خود” آشنا شده است.
اما این نتیجه صرفاً به این دلیل به دست می آید که او مجبور است صحبت کند، چون همچنان باید در مقابل یک فرد دیگر حرف بزند، در مقابل سکوت یک فرد دیگر (سکوتی که نه نشانه ی تأیید است و نه مخالفت ، بلکه برعکس دلسوزانه و حاکی از توجه است ) و به این ترتیب و در نتیجه برای اولین بار است که احساس می کند که سکوت، نشانه ی انتظار است، انتظار برای رسیدن به حقیقت .
پیش داوری او ناشی از این اعتقاد است که این دیگری، این متخصص، این تحلیل گر، چیزی دربارهٔ او می داند که خودش نسبت به آن آگاه نیست و به این ترتیب حضور حقیقت قوت می گیرد، حقیقت همانجاست در حالتی پوشیده شده و مخفی اما هست .
#بیمار عذاب می کشد ولی خیلی زود در می یابد که مسیری که او را به فراسو می رساند، تا رنجش را بهبود بخشد، از نوع و جنس “حقیقت” است: بیشتر دانستن و بهتر دانستن .