







آیا من دیکتاتور هستم ؟ سوالی که گتهی باید به دنبال جوابش بگردیم
همچنانکه بعضی از ویژگی های شخصیتی ما بر دیگران پوشیده است و فقط خودمان از آن آگاهی داریم، ویژگیهایی نیز در ساختار شخصیت هر انسانی وجود دارد که دیگران از آن بیشتر از خود فرد آگاهی دارند. معمولا انسانها نسبت به نقاط ضعف خود کور هستند و دیگران آنها را بهتر حس می کنند. یکی از مهمترین ویژگی های شخصیتی که در منطقه کور شخصیت هر کسی ممکن است لانه کرده باشد، صفت ” دیکتاتور ی “است.
شاید به ظاهر اصطلاح ” دیکتاتور مهربان ” متناقض بنظر برسد، اما به واقع اینگونه نیست، زیرا شخصیت آدمی دارای لایه های پیچیده و تو در تویی است که یکی از آنها میتواند صفت دیکتاتوری باشد. چه بسا افرادی مهربان، بی علاقه به ثروت و ساده زیست که از صفت دیکتاتوری برخوردار اند. دیکتاتور ها بیشتر از ثروت، ولع و عقده قدرت دارند.

دارندگان این صفت که میتوانند سیاست مداران، مدیران سازمانها، معلمان، مردان و زنان و حتی فرزندان باشند ، اصولاً نمی دانند که دیکتاتور هستند. تصور آنها از خودشان آن است که دلسوز، مقتدر، فداکار، جدی، هدف مند و خدمت گذارند. برای این که بدانیم آیا این تصوراتی که از خود داریم حقیقت دارد و یا اینکه در واقع دیکتاتوریم، باید به شاخص ها و ملاک هایی که برای شناخت دیکتاتوری وجود دارد مراجعه کنیم. این افراد در ساحت فکر، احساس و رفتار دارای ویژگی هایی هستند. اگر دیدیم که:
اصولاً چارچوب و مقررات را برنمی تابیم و همواره برای تن ندادن به قانون بهانه تراشی می کنیم.
در این صورت ما دیکتاتور هستیم ، هر چند ممکن است خود را خدمتگزار، دلسوز، فداکار و جدی بدانیم.
بدیهی است که تمام این ویژگیها در تمام دیکتاتور ها دیده نمی شود. جایگاه و موقعیتی که فرد در آن قرار می گیرد در قبظ و بسط این ویژگیها بسیار موثر است.
اختلال شخصیت دار ها بدترین گزینه برای ازدواج هستند – با این افراد در اینجا آشنا شوید .
3 دیدگاه ها
با تشکر از دکتر عزیز و مطالب کاربردی که مشخصا حاصل تجربه و تخصص جنابعالی هست ، و در اختیار ما قراردادین
ممنون از شما ، بزرگوارید
جوامع فقیر و عقب مانده که اهل مطالعه نیستند، مستعد ظهور حکومتهای مستبد و ماندگار توسط افراد قدرت طلب و فریبکارند. تاریخ نشان میدهد که سایه ظلم هیچگاه از سر بشریت رفع نشده و نبرد مدعیان عدالت خواهی با حکومتهای ظالم، به شکل گیری قدرت ظالمانه جدید انجامیده و عدالت یک اصطلاح فریبنده و تحقق ناپذیر است که ابزار قیام معترضان و قدرت طلبان است. کسانیکه از استکبار متنفرو علیه ان میجنگنند ،خود رگه هایی از این صفت را دارند و چون بقدرت برسند صفت استکبارمنشی انها بروز میکند. نتیجه اینکه امیدواری به هرنوع حکومتی در بهبود شرایط جامعه ساده لوحانه است.