

شما هم صدای زنگ خطر شبکههای مجازی را میشنوید؟ این زنگ وقتی به صدا در میآید که دارد فاصلهای شکل میگیرد. فاصله گرفتن یک خانم از همسرش، یا مادر از فرزند یا … شما به عنوان یک خانم در روز چقدر برای همسرتان وقت میگذارید؟ چقدر برای فرزندتان؟ چقدر با آ نها حرف میزنید؟ صادقانه با خودتان فکر کنید زمان مفیدی که با آنها میگذرانید، بیشتر است یا زمانی که در گروه دختر خالههایتان هستید یا زمانی که در کانال مُد و لباس دنبال خرید ارزانترین و جدیدترین اجناس ترُک تلف میکنید؟
امیدوارم که از پاسخ هایتان راضی باشید، چون اگر شما هم یکی از آن میلیونها خانمی باشید که جزو کاربران شبکههای مجازی در ایران هستند و به گفته کارشناسان، حضورشان ۹ برابر از متوسط جهانی بیشتر است، صدای این زنگ را باید شنیده و جدی بگیرید. این زنگ، زنگ خطر فروپاشی زندگی و از دست دادن همسر و فرزند و آرامش و حتی آیندهتان است.

ما در دورهای از زمانه زندگی میکنیم که به عصر ارتباطات و اطلاعات شهرت پیدا کرده است. عصری که مکانیزاسیون فراگیر شده و جوامع با هدف مدرن شدن، به جلو گام بر میدارند. برای دست یافتن به ارتباطی سریعتر و دریافت و ارسال اطلاعاتی حجیمتر نیاز به ابزار مدرنتری بود که رشد کمی و کیفی ابزارها و وسایل مدرن یا همان مدرنیزاسیون در راستای تحقق بخشیدن به همین امر صورت گرفت و در آینده نیز بیشتر صورت خواهد گرفت.
در این میان جوامعی که به مدرنیته یا همان تفکر مدرن دست یافتهاند، مشکلات کمتری با مدرنیزاسیون و ابزار مدرن دارند و به طور طبیعی آسیبهای کمتری نیز خواهند خورد، اما جوامعی که در نیمه راه قرار دارند و نه سنتی و نه مدرن هستند و به جوامع در حال گذار معروفند، با استقرار ابزار مدرن و نداشتن تفکر مدرن، با مشکلات و آسیبهای بیشتری مواجه هستند.

در جوامعی مثل جامعه ما که نگرش و تفکر دوقطبی مانند درست و غلط، خوب و بد و زشت و زیبا حاکم است، افراد جامعه به دلیل مصون ماندن از برچسبهای مخرب، از ماسکها و نقابهای بیشتری نسبت به جوامع مدرن استفاده میکنند و در واقع به دلیل این نقابسازی، سایهها و بخشهای زیست نشده بیشتری را نیز با خود حمل میکنند.
علاوه بر این، در جامعهای چون جامعه ما که نگرش و تفکر جنسیتی حاکم است، جنس مونث و زنان فرصت و موقعیت کمتری را برای ابرازگری خواهند داشت. از طرفی جامعه ما با فاصله گرفتن از سنتی بودن و سنتها و استقرار مدرنیزاسیون و ابزار مدرن، سبک زندگی سنتی را پس میزنند و از طرف دیگر با نبود تفکر مدرن و نبود مدرنیته، سبک زندگی مدرن را نیز به رسمیت نمیشناسند و این خود موجب گرایش افراد بخصوص بانوان به شبکههای مجازی میشود.
همان طور که از اسمش پیداست برخی میپندارند این یک دنیای مجازی است و حتی میتوانند با ماسک و نقاب ورود و خروج کنند. بچههای دو سه ساله، وقتی قایم باشک بازی میکنند، همین که چشم خود را میبندند، فکر میکنند کسی آ نها را نمیبیند، چون آ نها کسی را نمیبینند، در حالی که کاملاً قابل رویت هستند . شاید بشود گفت، برخی از افراد نیز میپندارند در دنیای مجازی هویت واقعی آنها قابل شناسایی نیست و از برچسب خوردن در امان هستند.
ابه نظر میرسد با توجه به دغدغه بسیار مهم بسیاری از آقای برای به دست آوردن پول بیشتر، بشدت خود را درگیر کارها و دستیابی به پول کردهاند و ما با مقوله جدیدی به نام «مردان همیشه خسته » برای افراد خانواده و از جمله بانوی منزل مواجه هستیم و این خستگی مستمر و مزمن سبب میشود مرد خانواده توجه مناسبی به برآوردن نیازهای بانوی منزل نداشته باشد و از آنجایی که بانوان فرصت بیشتری در اختیار دارند و به دلیل ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن و نداشتن موقعیت در دنیای واقعی اشتیاق و امکان بیشتری برای ورود به شبکههای مجازی دارند.

به نظر من هم فرصت و هم تهدید به شکل بالقوه وجود دارد. اما با توجه به نبود تفکر مدرن و مدرنیته، امکان تهدید بودن این موقعیت بسیار بیشتر از فرصت بودن آن برای بانوان خواهد بود. شما تصور کنید یک اتوبوس آخرین مدل را در اختیار فردی قرار دهیم که یا رانندگی بلد نیست یا تا حد بسیار کمی رانندگی بلد است، اما با امکانات زیادی که در این اتوبوس وجود دارد، آشنایی ندارد. به طور طبیعی این امکان که این اتوبوس هم برای خودِ راننده و هم برای دیگران آسیب زننده باشد، بسیار بیشتر از این است که فرصتی در جهت مؤثر و مثبت باشد.
عرض کردم که فضای مجازی، شیشهای است و کاربر ناآگاه مثل همان کودکی است که چشمان خود را میبندد و میپندارد چون او کسی را نمیبیند، دیگران هم او را نمیبینند. ضمن اینکه زنان آسیبپذیر و شکنندهتر از مردان هستند. علاوه بر آن، در شبکه های مجازی به دلیل ابهام آلود بودن و ناتوانی در راستآزمایی اطلاعات کاربران، این احتمال بسیار بالاست که سایههای سرکوب شده عمیق کاربران بیرون بزند و این ماجرا خود سبب گمراهی و فریبکاری میشود.
به علاوه به دلیل نگرش دوقطبی جامعه و تمایل همه افراد برای اینکه تصویری مطلوب از خود در زندگی واقعی ارایه دهند، این احتمال بسیار محتمل است که به دلیل اینکه در فضای مجازی منع این چنینی وجود ندارد، رفتارهای لجام گسیخته نمود پیدا کنند و آسیب حاصله بیش از هر فرد زنان و کودکان را نشانه بگیرد.

بی شک یکی از بزرگترین آسیبهای شبکههای مجازی ، اگر بدون فرهنگ یا با هدف صرفا سرگرمی مورد استفاده قرار گیرد، روابط بین فردی اعضای خانواده است. بویژه در زمانهایی که اعضای خانواده همگی در منزل هستند و فرصت گفتگو و ارتباط واقعی را دارند، اما به جای ارتباط برقرار کردن واقعی به شبکههای مجازی و ارتباطات مبهم مجازی پناه میبرند.
با توجه به اینکه فناوری و مدرنیزاسیون سرعت و آهنگ زیست و زندگی را افزایش داده است و افراد با کمبود وقت و زمان مواجه هستند، با این مضیقه زمان، یکی از سارقان اصلی زمان، استفاده از شبکههای مجازی برای سرگرمی و ارتباطهای غیرضروری مجازی است.
متولیان اصلی شبکههای مجازی آن قدر جذابیتهای گوناگون و متنوعی برای این فضا ایجاد کردهاند که بیشتر کاربران ناآگاه گذر زمان را احساس نمیکنند و وقتی به خود میآیند که ساعتهای زیادی را صرف چیزی کردهاند که نه تنها هیچ آوردهای برایشان نداشته است، بلکه چیزهای با ارزشی را نیز از دست دادهاند.

در جایگاه یک روانشناس و مشاور خانواده متأسفانه با زوجها و خانوادههایی سر و کار داشته ام که همین ورود به شبکههای مجازی و سرگرمی، منجر به روابط ناسالم غیرقانونی و غیراخلاقی شده و بنیان بسیاری از زندگیها را از هم گسسته است.