خانواده ی رشد دهنده(منتشر شده در روزنامه ی قدس)

تک فرزند
تک فرزند ها( منتشر شده در روزنامه ی قدس )
۱۳۹۶/۰۷/۱۶
فالگیری(منتشر شده در روزنامه ی قدس)
۱۳۹۶/۰۷/۱۹

خانواده ی رشد دهنده(منتشر شده در روزنامه ی قدس)

خانواده ی رشد دهنده

تربیت دیدنى است نه شنیدنى

خانواده یکى از مهمترین نهادهاى جامعه و شکل دهنده شخصیت آدمی است. در یک خانواده ی رشد دهنده ، مطلوبیت، رضایت، خشنودى، کیفیت و کارکرد بهینه خانواده از اعمال تأثیرگذار بر رشد، شکوفایى و پیشرفت اعضاى آن خانواده هستند.

علاوه بر آن؛ کارآمدى و سلامت هر جامعه از کارآمدى و سلامت خانواده‌هاى آن جامعه نشأت می‌گیرد. اهمیت این نهاد ما را بر آن داشت تابراى شناخت بیشتر ابعاد آن، با عبدالله مروارید، روانشناس بالینى و درمانگر خانواده به گفتگو نشسته و از ویژگی‌هاى خانواده سالم و رشددهنده بیشتر آگاه شویم.

تربیت کودک

به عنوان یک درمانگر خانواده این نهاد را چطور تقسیم بندى می‌کنید؟

براى خانواده تعریف‌ها و همچنین انواع مختلفى ذکر شده است. اما در این فرصت مناسبتر و کاملتر می‌دانم که خانواده را به دو نوع رشد دهنده و غیررشد دهنده تقسیم کنم.

اگر به اجزاى تشکیل دهنده خانواده نظرى داشته باشیم چند یا چندین فرد را می‌بینیم که با هم قرابت نسبى مثل نسبت والدین و فرزندان یا قرابت سببى دارند، مثل زن و شوهرى که به سبب ازدواج عضو یک خانواده شده‌اند.

از آنجا که اجزاى تشکیل دهنده این خانواده افراد هستند، مهمترین دستاورد و هدف زندگى براى هر فرد چیست؟

روانپزشک شهیر سوئیسى کارل گوستاو یونگ، مهمترین هدف و دستاورد زندگى براى انسان را مفهوم «فردیت» یا «تفرد» مطرح می‌کند.

بنابر آنچه یونگ می‌گوید با برانگیخته شده گرایش طبیعى تکامل در انسان‌ها، به گونه‌اى که انسان بر مشکلات فایق آید بسیارى از مسایل حل می‌شود.

در این حالت شخص از زاویه دیگرى به مشکلات نگاه می‌کند. این گرایش طبیعى تکوین، به یک تکامل مادامالعمر منجر می‌شود که یونگ آن را با عنوان فرآیند فردیت یا تعالى توصیف می‌کند.

تربیت کودک
این فردیت که به آن اشاره کردید، چه هدفى را دنبال می‌کند؟

هدف این فرآیند این است که ما در طول زندگى هر چه بیشتر اصیلتر و نابتر شویم به شرط آنکه هر چه بیشتر خودمان شویم و با خویشتن حقیقی‌مان هماهنگ و همساز باشیم. به عنوان مثال یک درخت کاج، باید درخت کاج باشد. نمی‌تواند تصمیم بگیرد که درخت صنوبر شود و بسته به جایى که دانه کاج در آن افتاده یا کاشته شده به گونه‌اى متفاوت رشد خواهد کرد.

با این توضیح آیا فرآیند فردیت مبدأ و مقصد خاصى دارد؟

همانطور که زندگى از لحظه تشکیل نطفه و در پى آن تولد تا مرگ یک سفر است، فرآیند فردیت نیز یک سفر است. سفرى از من به خویشتن حقیقى، از ظاهر به باطن، از بیرون به درون و از نفس به جان و روح. بنابراین در واقع مبدا این فرآیند «من و منیت» و مقصد آن «خویشتن حقیقى» است.

شاید به تعبیرى بتوان گفت سفرى است از حیوانیت به انسانیت. در فاصله بین مبدأ و مقصد دریاى متلاطمى است که گذر از آن سختی‌هاى فراوانى دارد. در واقع در این مسیر فرد باید از منیت‌ها، نقابها و ماسکها، عقده ها، زخم‌ها، سایه‌ها و حتى جنسیت شناخت به دست بیاورد. آ نها را بپذیرد و از آ نها گذر کند.

می‌توان اینگونه نیز گفت که هدف فرآیند فردیت از یکطرف ادغام و یکپارچه‌سازى انسان است و از طرف دیگر فرآیندى در راستاى تفکیک و تعیین حد و مرز، که در جریان آن خودمختارى و آزادى هر چه بیشترى به دست می‌آید.

خانواده ی رشد دهنده

ارتباط این موارد و مفاهیم با خانواده ی رشد دهنده و غیررشد دهنده که اشاره کردید چیست؟

در فرآیند فردیت، خانواده بسترى است که می‌تواند ارتباط فرد با خودش و دیگر اعضاى خانواده را فراهم آورد. خانواده نقش بسیار مهمى در ایجاد و تداوم زخم‌هاى روانى، عقده‌ها و گره‌هاى روانى، ایجاد نقاب و ماسک، هویت جنسى فرد و… بعهده دارد. البته که انسان بدون زخم و نقاب و عقده و سایه نداریم. در واقع زندگى با زخم شروع می‌شود (زخم بند ناف) اما خانواده در شفاى این زخم نیز سهم بسزایى دارد. همانطور که مادر در بهبود و شفاى زخم بند ناف نوزاد نقش مهمى دارد.

مشخصات خانواده رشد دهنده چیست؟

در خانواده ی رشد دهنده اعضا سر جاى خودشان قرار گرفته‌اند و هیچ کدام از اعضا در دیگران احساس گناه ایجاد نمی‌کنند. در این نوع خانواده ی رشد دهنده ، همه بویژه والدین می‌دانند و به فرزندان می‌آموزند که زیستن و زندگى با مسأله و معادله همراه است و به جاى بغل کردن زانوى غم، با هم متحد می‌شوند تا مساله و معادله را حل کنند.
در خانواده ی رشد دهنده افراد می‌دانند هر رشدى با درد و رنجى همراه است. به همین دلیل علاوه بر سعى در انجام انتخابهاى سالم و کارآمد اگر با درد و رنجى مواجه شوند آنرا به بدشانسى و بداقبالى و تقدیر نسبت نمی‌دهند و به دنبال ریشه و دلیل ایجاد کننده و رو شهاى درمان آن بر می‌آیند.

در خانواده ی رشد دهنده علاوه بر اینکه حمایتگرى ملموس است و هر کدام آماده کمک به دیگرى است اما اعضا از این ویژگى سوء استفاده نمی‌کنند و هر کدام کوله خود را به دوش می‌کشد.
در خانواده ی رشد دهنده  والدین آگاهند که این ظرفیت در همه پدر و مادرها وجود دارد که براى تحقق بخشیدن به آرزوهاى تحقق نیافته خودشان بصورت ناخودآگاه کالبد و جسم فرزندانشان را تسخیر کنند. بنابراین تلاش می‌کنند تا حد امکان این اتفاق نیفتد.

خانواده

زندگی نزیسته ی والدین :

یونگ جمله بسیار مهمى در این باره دارد که هیچ چیز به اندازه زندگى نزیسته والدین بر فرزندان تاثیر نمی‌گذارد. مثلا پدر یا مادرى که آرزویش پزشک شدن بوده ولى نشده، حالا به زور معلم خصوصى و فشار فراوان سعى دارد فرزندش پزشک شود، غافل از اینکه ممکن است این فرزند نه علاقه اى به پزشکى و نه استعدادش را داشته باشد.
در همین راستا حتى والدین نظر خود را بدون منطق صحیح به فرزندان و اعضا تحمیل نمی‌کنند. در واقع هر عضو حق اعلام نظر دارد اما حق اعمال نظر ندارد.

در خانواده ی رشد دهنده زمانى که سکوت برقرار است، سکوتى است آرامبخش و هر گاه سر و صدا است، این سر و صدا فعالیتى پر معنى و موثر است. بین رفتار و گفتار همه اعضا بویژه والدین هماهنگى و مطابقت وجود دارد و والدین می‌دانند تربیت دیدنى است نه شنیدنى. یعنى فرزندان از رفتارهاى قابل مشاهده والدین و همانند سازى با آنها به رفتار خود شکل می‌دهد نه با شعارهاى والدین.

در چنین خانواده‌ایی همه اعضا بویژه والدین نگرش و رفتارى از خود فرارونده دارند نه خودخواهانه. همه افراد مسؤول هستند نه متوقع. هم براى کار و هم براى تفریح و استراحت برنامه‌ریزى دارند.
ارزش زمان را می‌دانند و آن را بیهوده هدر نمی‌دهند. یکدیگر را قضاوت نمی‌کنند اما تحلیل می‌کنند. به اندازه لازم قدردان و قدرشناس هستند. رابطه عاطفى عمیقى دارند و احساسات خود را بروز می‌دهند و تلاش می‌کنند تماس بدنى و فیزیکى هم داشته باشند. اعضا حضور فیزیکى، روانى، عاطفى و… دارند. نق نمی‌زنند، غر نمی‌زنند، سرزنش نمی‌کنند، تهدید نمی‌کنند، قهر نمی‌کنند و باج نمی‌گیرند. فاکتورهاى تغییر پذیر را تغییر می‌دهند و فاکتورهاى تغییر ناپذیر را می‌پذیرند و با آ نها سازگار می‌شوند.

کلمات کلیدی این نوشته:
عبدالله مروارید
عبدالله مروارید
-کارشناس و کارشناس ارشد روانشناسي باليني -عضو انجمن روانشناسي ايران -عضو انجمن علمي روانشناسي باليني ايران -عضو سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور -مدرس اسطوره و استعاره در رواندرماني -دريافت نشان ملي چهره هاي ماندگار در سال 1396 -دريافت تنديس چهره هاي ماندگار در سال 1396 -بيش از16 سال سابقه مشاوره و رواندرمانگري ازدواج، اضطراب،افسردگي،زوج درماني و سکس تراپي -برگزاري دو سمينار بزرگ در سال 1395در هتل پرديسان مشهد به نامهاي:1- زن،مرد،ارتباط2-يافتن زندگي نزيسته،ساختن زندگي برازنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *