







همه پدر و مادرهای شاغل از اینکه برنامههای مورد علاقه فرزندانشان مانند یک بازی فوتبال یا یک اجرای تکنوازی پیانو را از دست بدهند، احساس گناه میکنند. وقتی که تغییرات لحظه آخری در برنامههای کاری پیش میآید یا مجبور هستید به مشتری خود سر بزنید، طبیعی است که احساس کنید پیوسته در حال رنجاندن کودک خود هستید.
تحقیقات ما فراتر از مسائل مربوط به زمان است و علاوه بر آن به تجربیات شغل میپردازد. مسائلی از قبیل میزان اهمیت شغل و خانواده برای والدین، تداخل روانی ایجاد شده روی زندگی خانوادگی توسط شغل (یعنی زمانی که بهصورت فیزیکی در خانه و در کنار خانواده هستیم، مشغول اندیشیدن به کارمان باشیم)، میزان درگیری احساسی در کار و در نظر گرفتن و کنترل شرایط کاری.
یافتههای ما نشان داد که تمامی جوانب کاری والدین ، ارتباط مستقیم با میزان مشکلات رفتاری فرزندان دارد. در ادامه بعضی از نکات برجسته مشاهدات ما آورده شده است.

سلامت عاطفی فرزندان در مواردی که والدین خانواده را در اولویت بالاتری قرار میدهند، بیشتر است و این امر به مدت زمانی که والدین به کار اختصاص میدهند، بستگی ندارد.
همچنین مشخص شد در حالتی که والدین به کار بهعنوان یک منبع چالش، خلاقیت و لذت بردن نگاه میکنند، فرزندان وضعیت بهتری دارند و باز هم این امر به زمان اختصاص داده شده به کار بستگی ندارد. بهطور مشخص، مشاهده شد که زمانی که والدین راضی از کارشان بهصورت فیزیکی در کنار فرزندشان حضور دارند، فرزندان در وضعیت بهتری به سر میبرند.
از سوی دیگر، به همان اندازه که یک پدر در داخل خانه رفتار درست داشته و در عین حال از کارش راضی باشد، به همان میزان فرزندان مشکلات رفتاری کمتری از خود نشان میدهند و باز هم این امر ربطی به میزان ساعات کاری ندارد.

از سوی دیگر، در مورد مادران، برخورداری از قدرت و حق رای در محیط کار، با سلامت روانی بیشتر فرزندان مرتبط است. به عبارت دیگر، اگر مادران بر آنچه در محیط کار برایشان پیش میآید، کنترل داشته باشند، فرزندان از این موضوع سود میبرند.
همچنین، مادرانی که برای خودشان یا در واقع برای آرامش و مراقبت از سلامت جسم و روان خود، وقت صرف میکنند، پیامدهای مثبتی برای فرزندان خود دارند.
این موضوع فقط در مورد کار کردن زن در بیرون یا داخل خانه نیست، بلکه موضوع این است که وقتی مادران در داخل خانه هم هستند، زمان آزاد و غیرکاری خود را چگونه میگذرانند. به همان میزان که مادران بیشتر وقت خود را درگیر کارهای خانه هستند، به همان اندازه فرزندان بیشتر در معرض مشکلات رفتاری هستند.
تحقیقات ما نشان داد که مادران با اختصاص دادن زمان بیشتری به خود، نسبت به کارهای خانه، تواناییهای مادرانه خود برای تربیت و نگهداری از فرزندان را افزایش میدهند و پدران با حضور ذهنی کامل در کنار فرزندانشان و نیز افزایش حس شایستگی و خوشبختی از طریق شغل ، میتوانند تجارب بهتری برای فرزندانشان به ارمغان آورند.

این قابلیتهای زندگی شغلی والدین ، تا حدودی تحت کنترل آنهاست. نکته عجیب این بود که در تحقیق ما، مدت زمانی که والدین به کار و نگهداری از فرزندانشان اختصاص میدهند، بر سلامت روانی فرزندان تاثیری ندارد.
بنابراین اگر تاثیر کارمان بر سلامت روانی فرزندمان برایمان اهمیت دارد، میتوانیم برای یافتن روشهای خلاقانه برای حضور فیزیکی و ذهنی در کنار فرزندانمان تلاش بیشتری به کار ببندیم و نیز باید بدانیم که این موضوع لزوما به معنی صرف ساعات بیشتر با فرزندان نیست؛ موضوع مهم و اصلی زمان مفید و کیفیت زمانی است که به آنها اختصاص میدهیم.