







زمانی که بدن واکنش ترس را تجربه میکند، کسب آرامش دشوار میشود. بدن خود را برای صدایی دیگر یا نیاز دوباره برای واکنش جنگ یا گریز آماده میکند که بی تردید کسب آرامش را دشوار میسازد. زمانی که احساس ترس شما بسیار قوی یا در بلند مدت ادامه داشته باشد، این شرایط وخیمتر نیز میشود.
اضطراب اغلب مبتنی بر موقعیت است. به عنوان مثال، احساس ترس از ارائه سخنرانی در برابر همکلاسیها میتواند به اضطراب و بروز علائمی مانند تعریق کف دستها ، ضربان قلب سریع ، یا حالت تهوع یا حتی یک اختلال اضطراب منجر شود که میتواند در آینده و زمانی که فرد در موقعیتی قرار میگیرد که احساس ترس را در وی تقویت میکند، خود را در قالب حملات هراس نشان دهد.

واکنش ترس بدن شامل افزایش سطوح هورمونهای آدرنالین و کورتیزول میشود. مواجهه بلند مدت با این مواد شیمیایی و دیگر هورمونهای مرتبط میتواند اثر منفی بر سیستم ایمنی بدن انسان داشته باشد.
تضعیف سیستم ایمنی توانایی آن در مبارزه با عفونتها، ویروسها، یا بیماریهای دیگر را به همراه دارد. در شرایطی که ترس به صورت مستقیم شما را بیمار نمیکند، اما تجربه آن در بلند مدت برای سیستم ایمنی بدن مضر بوده و آن را در برابر میکروبها آسیب پذیر میکند.
احساس ترس در بلند مدت میتواند نه تنها به اضطراب ، بلکه به افسردگی ، احساس غم ، کج خلقی و خستگی منجر شود. افسردگی ناشی از ترس اغلب در افرادی که این احساسات را به طور منظم تجربه میکنند و به نظر میرسد نمیتوانند کاری برای بهبود شرایط انجام دهند، رخ میدهد. به عنوان مثال، میتوانید فردی را در نظر بگیرید که فوبیای استفاده از آسانسور دارد، اما برای حضور در محل کار خود باید هر روز از آن استفاده کند.

ترس میتواند اثر منفی بر حافظه داشته باشد. هنگام احساس ترس ، مغز چنان مشغول آماده شدن برای واکنش جنگ یا گریز میشود که خاطرات را به درستی ثبت نکرده و اغلب نمیتواند به جز ترسی که احساس میکند روی چیز دیگری متمرکز شود. بدن تلاش میکند تا با کمک این فرآیندها از شما محافظت کند، اما در نهایت، این شرایط تنها احساس نگرانی ، ترس و سردرگمی بیشتر را به همراه دارد.