

دانش آموزان کارآفرین نوجوانانی هستند که دنیا و محیط پیرامون خود را از زاویه دید معمول و متعارف نگاه نمیکنند و به واسطه تقویت روحیه ابتکار و خلاقیت در خویش، این توانایی و قدرت را در خود ایجاد کرده که با طراحی ایده های کارآمد و مبتکرانه، خواسته ها، نیازمندیها و اهداف خویش و جامعه را از طرقی بهتر، سریعتر و یا کم هزینه تر برآورده سازند.
از این رو کارآفرینی و کارآفرین شدن برای نوجوانان و جوانان بر چند رکن مختلف استوار میشود که در ادامه به آنها اشاره میکنیم:
همه انسانهایی که در یک کشور، شهر یا محله زندگی میکنند کمابیش از شرایط یکسانی برخودار هستند و ویژگیها و شرایط زندگیشان از موارد مشترک بسیاری برخوردار است.
در این میان متاسفانه اغلب مردم قادر به دیدن و حس کردن مشکلات و نواقص اصلی و جزئیاتی که کیفیت زندگی و کار آنها را رقم میزند نیستند و در واقع بدون اینکه به مسایل ریز و حساس دقت کنند، درگیر کلیات زندگی و کار خود میشوند.
این دست از افراد حتی وقتی مشکل یا مسالهای آزارشان میدهد یا کمبودی را حس میکنند به دلیل اینکه از دقت و مشاهده قدرتمندی برخوردار نیستند، نمیتوانند عامل یا عوامل اصلی این مشکل یا نقصان آزاردهنده را تشخیص داده و شناسایی کنند.

همه ما برای ادامه حیات و زندگی به هوا نیاز داریم اما از آنجایی که نفس کشیدن برای همه ما به یک عادت تبدیل شده، کمتر به آن دقت یا توجه میکنیم.
حال تصور کنید که روزی به دلیل یک آلودگی خاص (که مدتهاست در هوای محیط زندگیمان منتشر شده و به آن توجه نکردهایم)، نفس کشیدن برایمان سخت شود.
بسیاری از افراد متوجه این مشکل میشوند اما کمتر به این مساله دقت میکنند که آنچه مشکل حادشان را رقم زده، آلوده شده هواست، چیزی که از دقت به آن غافل شدهاند.
اما در بین انسانها، کم نیستند افرادی که از قدرت مشاهده و دقت بالایی برخوردار هستند و ریز و درشت زندگی و کار خویش را به صورت مستمر مد نظر قرار میدهند.
اینگونه افراد نسبت به تمام پدیدهها، اتفاقات و ویژگیهای شرایط پیرامونی خود حساس هستند و از مسیر دقت و مشاهده صحیح، به خوبی روابط علت و معلولی دنیای اطراف خود را شناسایی میکنند.
افراد دقیق و مشاهدهگر همان افرادی هستند که قبل از دیگران متوجه مشکلات و چالشها میشوند و نسبت به آنها هشدار میدهند. اما متاسفانه به واسطه غفلت دیگران اغلب نیز مورد بی توجهی قرار میگیرند.
بدیهی است، وقتی فرزند شما اصولاً مشکلات را نمیبیند و حس نمیکند، انگیزهای نیز برای تخریب خلاقانه آنها و طراحی ایدههای جدید و کارآمدتر نخواهد داشت. نوجوانی که به شرایط خود عادت کرده، چشم خود را بر مشکلات و چالشها بسته و از شرایط به همین شکل کنونی راضی است، نمیتواند یک مخرب و یک ساختارشکن باشد.
بنابراین دانش آموزی که میخواهد یک کارآفرین باشد، باید با اتخاذ رویکردی انتقادی و البته واقعبینانه، محیط و شرایط زندگی و کار خود را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد و حساسیت و دقت خود را نسبت به پدیده های مختلف گسترش دهد.
ما نیز اگر قصد داریم دانش آموزان را به سمت کارآفرینی سوق دهیم، باید آنها را تشویق کنیم که از افرادی منفعل و بدون نظر، به افراد حساس و دقیق تبدیل شوند که نسبت به تمامی مولفه های زندگی پیرامونی خویش حساس بوده و با برخورداری از روحیهای بلند پروازانه، همواره خواستار بهبود زندگی خود و دیگران هستند.
مکمل حساسیت، دقت و مشاهده موثر، داشتن قدرت و توانایی تحلیل و بررسی صحیح مشکلات و مسایل است. کسی که صرفاً مشکلات و کمبودها را میبیند و حس میکند، اگر نتواند به درستی آنها را تحلیل کرده و علل و عوامل رخ دادن و شکل گیریشان را بررسی نماید، به فردی بهانهگیر و منتقد بی مسئولیت تبدیل میشود که صرفاً غرغر کرده و با بزرگنمایی مشکلات و کمبودها، عرصه زندگی را برای خود و دیگران تنگ و آزاردهنده میکند.
یک دانش آموز کارآفرین، نوجوانی نیست که صرفاً نسبت به ناکارآمدیها، مشکلات، هزینه ها و … حساس باشد و مدام با حس کردن و توجه به آنها و البته بیانشان خود و دیگران را آزار دهد.

دانش آموزی که دارای روحیه کارآفرینی است، خود را در برابر مشکلات و کمبودها، منفعل نمی بیند و احساس میکند او نیز مسئولیت بزرگی برای رفع مشکلات و نواقص دارد. از این رو تلاش میکند با تحلیل و بررسی صحیح، شناخت خود را نسبت به مشکلات و مسایل افزایش داده و در ادامه با قدرت حل مساله، راه کارهایی را برای رفع مشکلات و بهبود شرایط طراحی کند.
دانش آموزان ما نیز اگر قصد دارند وارد عرصه کار آفرینی شوند، باید از مسیر مطالعه، تجربهاندوزی و کسب مشاوره، دانش و اطلاعات و قدرت تحلیل و بررسی ذهن خویش را تقویت کنند. موردی که شوربختانه دانش آموزان ما به صورت جدی از فقدان و کمبود آن رنج میبرند.
کما اینکه نتایج حضور دانش آموزان ایرانی در آزمونهای جهانی پرلز[۱] (سواد خواندن) نشان داده که نوجوانانی ما در بخش استنتاج و تحلیل و به دنبال آن قضاوت و ارزیابی پدیدهها و مسایل مختلف به شدت ضعیف هستند.
بنابراین اگر ما خواستار تقویت روحیه کارآفرینی در بین دانش آموزان هستیم و قصد داریم با هدایت آیندهسازان خود در این مسیر، زمینه شکوفایی استعدادهای آنان و تبدیل شدنشان به نیروهایی مولد و موثر را فراهم کنیم، باید از طرق منطقی و کاربردی قدرت تحلیل، ارزیابی و بررسی را در آنان تقویت کنیم.
به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان و تئوریستین های حوزه روانشناسی، قدرت تحلیل هر فردی برگرفته از تجربیات، مفروضات ذهنی و متاثر از فضای پیرامونی آن است حالا در یک مقیاس کوچکتر به فرزندان خود و دنیایی که آنها در آن قرار دارند توجه کنید،
بارها در جلسات مشاوره شاهد حضور والدینی بودم که از ادبیات فرزند خود شکایت داشتند چراکه گفتمان نوجوانشان پر بود از واژه ها و ابیات نامیمون برخی از موسیقی های زیر زمینی، قصد بررسی موسیقی در تفکر نوجوان را درجای دیگری باید مورد بررسی قرار داد اما از طرح این مثال قصد داشتم شما را با این واقعیت بیشتر آشنا کنم که قدرت درک و تحلیل یک دانش آموز بسیار محدود است و اگر قصد تربیت یک دانش آموز کارآفرین را دارید در ابتدا باید دنیای اطراف آنها را بزرگتر از اتاق و کلاس شان کنید تا به نوعی قدرت بینش و نگرش آنها را بالاتر ببرید.

در نهایت رکن سوم و نهایی کارآفرینی این است که وقتی یک فرد مشکلات و نواقص را دید و احساس کرد و در ادامه به بررسی دقیق روابط علت و معلولی پدیدهها و چگونگی شکل گیری مشکلات و چالشها را شناسایی کرد، بتواند از مسیر خلاقیت و ابتکار، راهکارهایی برای بهبود شرایط، رفع مشکلات و دستیابی به دستاوردهای شگرف را طراحی و ایده پردازی کند.
خلاقیت و ابتکار، به یک دانش آموز کارآفرین کمک میکند، با همین داشتههای فعلی و با همین شرایط کنونی، از ظرفیتهای خود و محیط پیرامون خود به خوبی بهره گرفته و راهکارهایی طلایی را طراحی کند. به قول بزرگان که می گویند:”سر موش بودن بهتر از دم شیر بودن است!”
دانش آموزان باید آموزش ببیند که یک مسئله همیشه چند راه حل دارد که چندتای آن با گذشت هزاران سال از عمر انسان شناسایی و اجرایی شده و صدها راه حل دیگر باقی مانده که آنها باید آن را پیدا کنند، واقعیت این است که بسیاری از فرزندان ما همان اندازه می دانند که در مدرسه خوانده اند درحالی که دنیا بزرگتر از کتاب های درسی است و آنها باید همواره درحال کشف و شهود با جهان پیرامون خود باشند.
بی شک خلاقیت در یک فرآیند یک ساله بوجود نمی آید و والدین از یک سو و معلمین از سوی دیگر باید ابتکار و نوآوری هایی هرچند ابتدایی و پیش پا افتاده دانش آموزان را مورد توجه قرار دهند و با راهنمایی های صحیح، آنها را گام به گام درگیر فرآینده های بزرگتر و حتی پیچیده تر کنند.