







در این مقاله به بررسی تنوع هیجانی و اهمیت پرورش تنوع هیجانی در پسرها می پردازیم .
به شما اختیار داده شده است که از بین این دو، یکی را انتخاب کنید: گذراندن روز خود با احساس خالص شادمانی، یا تجربه برخی لحظات اضطراب، اندوه و سرخوردگی در طول روز. انتخاب شما کدام یک است؟
روانشناسان بر اهمیت تقویت احساسات “مثبت” در جهت رسیدن به نیکبودی و سختجانی در برابر فشارهای زندگی همیشه تاکید داشتهاند. با این وجود، برخی پژوهشها حاکی از این هستند که اوضاع به این سادگیها نیست. به نظر میرسد آنچه اهمیت دارد تجربه طیف متنوعی از احساسات، هم مثبت و هم منفی، است.
درست همانند محیط فیزیکی که از طریق تنوع زیستی در آن ، گیاهان و جانوران شکوفا میشوند، ذهن انسان نیز اکوسیستمی روانشناختی است که از وجود هیجانات متنوع سود میبرد.
هیجانات به منزله تابلوهای راهنما در نقشه تجارب انسانی عمل کرده و توجه ما را به شاخصهای مهم در محیط جلب میکنند. اینها علایمی هستند که باید برای عملکرد بهینه در نظر گرفته شوند. بنابراین محتوای هیجانی که زیربنای نیکبودی و سلامت ما را میسازد، از تنوع بسیار فراوانتری برخوردار است و نباید انرا به داشتن احساسات مثبت صرف تقلیل داد.

اگر چنین باشد میتوان نتیجه گرفت که باید کودکان را به سوی داشتن طیف هرچه وسیعتری از احساسات سوق داد. واقعیت این است که این امر در بیشتر مواقع اتفاق نمیافتد و در برخورد با پسربچهها بیشتر صادق است.
از همان زمان نوزادی چشمانداز هیجانی پسرها و دخترها متفاوت است. زمانی که بزرگترها از پشت حفاظی شیشهای به واکنش جهشی نوزاد در پاسخ به عروسکی که به ناگهان از یک جعبه بیرون میاید، نگاه میکنند اگر به آنها گفته شود که کودک پسر است واکنش او را بیشتر حمل بر خشم میکنند(صرف نظر از اینکه پسر باشد یا نه).
در مورد تنوع واژههای هیجانی که والدین در رابطه با دخترها و پسرها به کار میگیرند نیز این تفاوت دیده میشود. پسرها در جهانی محدودتر از نظر هیجانی بزرگ میشوند. پژوهشی در هاروارد نشان داده است که پسرها حتی از دخترها قابلیت بروز هیجانی بیشتری دارند. این نشان میدهد که محیط تربیتی با سرکوبی بروز هیجانات در پسرها آنها را به سوی چنین محدودیتی سوق میدهد.

فقدان پرورش تنوع هیجانی در پسرها پیامدهای چندی دارد. در سالهای ابتدایی مدرسه احتراز ازهیحانات قوی (به جز خشم) به پایینتر بودن عملکرد پسرها نسبت به دخترها منجر میشود.
نشان داده شده که انکار هیجانات در این سالها با درگیرشدن با رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد مخدر در نوجوانی رابطه دارد. اختلال در تنظیم هیجانات احتمال رفتار پرخاشگرایانه را بالا میبرد و سرکوب کردن هیجانات پیامدهای جدی برای سلامتی فرد از جمله ابتلا به اختلالات قلبی-عروقی در بردارد.