







فقدان معمولا برای مرگ یک عزیز بهکار میبریم دراین حالت میگوییم فرد دچار فقدان شده و باید سوگواری کند اما جالب اینجاست که واژههای فقدان و سوگواری برای پایان یک رابطه عاشقانه پس از شکست عشقی هم بهکار رفته و میگوییم فرد بعد از پایان رابطه عاشفانه دچار فقدان شده و باید سوگواری کند.
پس از شکست عشقی نشانههایی از نظر جسمی و روانی در فرد بروز میکند که بهطور کلی به آن سندرم شکست عشقی یا سندرم قلب شکسته میگویند یعنی مجموعه نشانههایی که پس از پایان یک رابطه عشقی در فرد بروز میکند. افسردگی، خشم، احساس شدید ناامنی، درماندگی، احساس گناه، ترس، ناامیدی بینظمی در خواب، بیاشتهایی یا پرخوابی و پرخوری، بیقراری، از دست دادن تمرکز، از دست دادن انگیزه و انرژی،علائم روحی سندرم قلب شکسته و سردرد، بدن درد، خستگی و بیحوصلگی و کندی روانی حرکتی از عوارض جسمی این سندرم هستند.

تفاوتهای فردی، میزان شکلگیری هویت و عزت و نفس فرد براساس یک رابطه عاشقانه و احساس وی نسبت به خود در شدت و ضعف بروز علائم سندرم شکست عشقی تعیینکننده است. هر قدر فرد هویت و عزت نفس بیشتری داشته باشد و “من” در وی شکلگرفتهتر باشد تابآوری او بیشتر شده و راحتتر میتواند این مراحل را طی کند ، همچنین طول و عمق رابطه و میزان حمایتهای اجتماعی از فرد میتواند در تابآوری وی موثر باشد.
انکار، خشم، غم و پذیرش را مراحلی هستندکه پس از فقدان فرد طی میکند و اینکه فرد و اطرافیان وی بدانند این مراحل باید به طور طبیعی طی شود، بسیار کمککننده است، یعنی اگر فرد در روزهای اولیه بعد از جدایی همچنان منتظر بازگشت طرف مقابل است این که بگوییم “او دیگر بازنمیگردد و به او فکر نکن”، راهگشا نیست زیرا فرد باید این مراحل را طی کند.

با توجه به تفاوتهای فردی و ویژگیهای رابطه این مدت فرق میکند، همانگونه که برای فوت یک فرد چهلم میگیریم و بعد از این مرحله افراد لباس سیاه را در آورده و زندگی عادی را از سر میگیرند، شاید بتوان این ۳۰ یا ۴۰ روز را برای بازگشت فردی که شکست عشقی خورده به زندگی عادی در نظر گرفت.ا گرچه عوامل دیگری نیز در خصوص طول این مراحل دخیل هستند. اگر این مراحل خیلی طولانی شد و پس از گذشت چند ماه مشاهده کردیم که کاهش معناداری در علائم فرد پیدا نشده و او نتوانسته به زندگی عادی بازگردد، به مداخلات جدیتری نیاز است.
راهکارهایی مناسب برای قطع رابطه ی عاطفی را در اینجا بخوانید